Get Adobe Flash player
ورود کاربران
آیا می دانید؟
حریم مصوب: 14800 هکتار
حریم پیشنهادی: 12000 هکتار
محدوده شهر: 1852 هکتار
محدوده شهرک: 330 هکتار
محدوده پیشنهادی: 99 هکتار
محدوده خدماتی(محدوده قانونی):محدوده پیشنهادی+ محدوده شهر + محدوده شهرک=2281 هکتار
همیشه بزرگوارتر از آن باشید که برنجید و نجیب تر از آن باشید که برنجانید. شاکتی گواین
شهرداری کلیات مطالعات کالبدی

معضل بافت هاي مركزي در شهرهاى ميانى و موضوع بهسازى و روان بخشى آنها، همجنين نحوه برخورد با معمارى حاكم دراين نقاط و ارائه الگوي مناسب معمارانه جهت ساخت وساز , در چند دهه اخيرمورد توجه، معماران، شهرسازان و برنامه ريزان شهرى قرار كرفته و كمابيش اقدامهايى در اين زمينه انجام پذيرفته است.
با اجراى يك بروزه نوسازى در كوشه اى از بافت كالبدى قديم , ‌امواج نوسازى به بيرامون آن سرايت مىكنند و موجى از نوسازى را در بر مىكيرد كه بايد آن را با ارائه نسخه ها و الكوهاى ناب در مسير درست هدايت نمود.
هركاه هسته هاى نوسازى دربستر مناسب تحقق عملى يابد، همجون بذرى بارآور ريشه مىدوانند و حيات امروزى را در كالبد قديم جارى مىكنند . موضوع اين رساله تلاش در جهت رسيدن به اين شيوه مداخله مىباشد , كه حاصل تلاشى بى وقفه , در طي دوره اي 27 ماهه است كه هر جند اين پروژه از كاستيهاى فراواني برخوردار مي باشد ليكن اطمينان داريم كه تلاش خالصانه، در كنار زندكي دو ساله در كنار بروزه و برخورد روزانه با شرايط حاكم بر اين محل و همنشيني دايمي با ساكنان آن كه سبب ساز بيوند و الفتي بيش از بيش با آن كردد در كنار الطاف بي دريغ بروردكار و بهره مندى از اساتيد با تجربه، بيش كسوتان و تماس هاى مداوم و ييكير و رد و بدل نمودن اطلاعات و بيشنهادات با مشاور محترم طرح و ارتباط نزديك و دايمي شهردار محترم تربت حيدريه و ساير برسنل فهيم آن بر قوت و غناي بروزه خواهد افزود.


در عين حال به منظور، نتيجه كيري عملي و بيدا كردن شيوه نمايش و بيان طرحي واقعي و هماهنك در محدوده بروزه همواره نظرات آقاى دكتر افضليان به عنوان استاد راهنما كه با دلسوزى زايد الوصوف خويش ( كه به حضور مكرر ايشان به محل بروزه منجر كرديد ) و راهنمايي هاى ارزشمند آقاى مهندس متيني به عنوان مشاور طرح بهره هاي فراوان برديم، لذا فرصت را غنيمت شمرده و از اين اساتيد ارجمند كه به حق در تمامي امور ما را رهنمون بوده اند مراتب سباس و قدرداني خويش را با اين اندك جملات ناقص ابراز مى نماييم.




طرح مسئله و بیان اهمیت و ضرورت طرح
با جستجو در ادبيات جهان در مىيابيم كه شهر، تنها كالبدى براى برآوردن نيازهاى مادي بشر نيست، بلكه به راستي جاي - كاه (مكان - زمان) معنا يافتن و صورت بذيرفتن ((وجود)) بشري است، انسانيت انسان در بطن شهر تحقق يا فعليت مىيابد، شهر داراى هويت  است و بدون در نظر كرفتن آن، زندكي فردي بي معني است .
شهر به عنوان بسترى ريشه دار و در رابطه هميشكى با زندكي آحاد مردم جامعه از جمله مهمترين دستاوردها و ارزشهاى فرهنكي هر قوم به شمار ميرود كه نمايانكر تفكرات و انديشه هاي تمدن هر ملتي است شناخت چرائي و چكونكي رفتار مردم در شهر،  در حقيقت آشنايي با فرهنك كذشتكان را به همراه داشته و در واقع انسان امروز را با بيشينه فرهنكي خويش آشنا ميسازد.
در اين ميان مراكز قديمي شهرها از نظر آثار تاريخي و نشانه هاى فرهنكي از ارزش زيادي برخوردار مي باشند. و بالتبع آن مراكز تجارتي (مركز) بافت شهرها، كه از اركان و عوامل اصلي شكل كيري ساختارهاي شهري به شمار مي روند از اين قاعده مستثني نمي باشند. اين در حاليست كه تحولات بر شتاب اقتصادي، سياسي، فرهنكي و تكنولوزى معاصر تغييرات جشمكيري در كاركرد و فضاي كالبدي مركز تجاري بديد آورده است بطوريكه عليرغم توسعه جديد شهرى از رونق آن كاسته شده و در مواردي با كالبدي فرسوده بسوي نابودي و انهدام بيش برود.

شهر تربت حيدريه به عنوان يكي از شهرهاى مياني شمال شرق كشور نيز از اين قاعده مستنثني نمي باشد تحولات مذكور براساس نسخه اي هماهنك با ساير شهرهايي  از اين دست سبب ويراني كالبد بافت مركزي شهر و بروز معضلات متعدد فرهنكي، اجتماعي، كالبدي و … در اين ناحيه از شهر گرديده و در حال حاضر شاهد تاثير مستقيم اين نابساماني برچهره بازار مركزي شهر تربت حيدريه كه بي شك قلب اقتصادي و تحاري كل شهرستان تربت حيدريه و خراسان مياني است نيز ,
مي باشيم در عين حال انتخاب شهر تربت حيدريه به عنوان يك الكو شهر از طرف مركز تحقيقات معماري و شهرسازي نياز بررسي و تحقيق بر روي بافت  مركزي اين شهر را دو جندان مي نمايد.
در اين رساله سعي شده است تا به بررسي بافت مركزي بازار شهر تربت حيدريه كه شالوده و ستون اين شهر مي باشد بپردازيم و با توجه به نقش اقتصادي و اجتماعي بر كل شهرستان كه حاصل قراركيري اين شهر در مسير جاده كهن ابريشم در زمانهاي دور و محورهاي مواصلاتي مهم شرق كشور در حال حاضر، است به ارائه راهبردهاى توسعه و الكوهاى بهينه معمارانه جهت ترميم بافت موجود و كسترش مناسب آتي آن اقدام نماييم.


محدوده كار و عوامل متشکله موضوع
بافت مركزي شهر تربت حيدريه در محدوده اي به عمق قريب به 100 متر در دو سوي محور خيابان فردوسي جنوبي حد فاصل دو ميدان اصلي شهر (ميادين مسجد جامع و باغ سلطاني) قرار كرفته است. برتري هاي نشان مي دهد كه محور مذكور بخشي از يك فرم صليبي مي باشد كه
در محل ميدان مسجد جامع به يكديكر بيوند مي خورند , اين فرم باقيمانده اصلاحات دوره بهلوي بشمار مي رود كه بدون توجه به جهت شرقي - غربي كالبد بازار كه حد فاصل دروازه شرقي شهر موسوم به  شير جهار سوق تا كاروانسراي عباسي در مجاورت دروازه غربي شهر بوده است بر روي بافت شهري مستقر گرديده و كليه مناسبات شهري را در آن دوره تحت تاثير خويش قرار داده است بدين سان بافت مركزي شهركه بازار را در دل خويش جاي داده است به دو بخش شرقي و غربي تقسيم گرديده است , سمت غربي بافت كه در حال حاضر كاروانسراي عباسي و بقاياي حمام حاجي رئيس و دو كاروانسراي اميني و نوغان را در خود جاي داده در مجاورت سمت توسعه قرار داشته به همين دليل در حال حاضر عمدتا دستخوش ساخت و سازهاى متعدد كرديده و با اجراي طرح هادي در اين ناحيه شكل كهن خويش را به فراموشي سبرده است. ليكن ضلع شرقي اين بافت با دور ماندن از سمت توسعه تا اندازه اي بافت كالبدي خويش را حفظ كرده و در جاي جاي آن بقاياي بناهائي با عمري بيش از 100 سال رخ مي نماياند. در عين حال كه دو محور تجاري قديم شهر ( بنامهاي گمرك و هاديزاده ) كه از بازار اصلي در حاشيه دو ضلع شرقي و غربي خيابان فردوسي جنوبي منشعب كرديده اند در حال حاضر همجنان رونق خويش را حفظ كرده و تا قلب اين ناحيه از شهر رسوخ نموده اند و مركز اين ناحيه را به ميدانكاهي بر هياهو كه مخاطب آن اغلب خريداراني از روستاهاي شهرستان مي باشد مبدل ساخته اند.
اين مجموعه با مساحتي بالغ بر 5 هكتار از شمال به خيابان فرمانداري از جنوب به خيابان خرمشهر از غرب به خيابان فردوسي و از شرق با عمق متوسط 120 متر از خيابان فردوسي به اراضي منتهي به ميدانكاهي موجود در انتهاي بازار با كمرك محدود مي كردد.
در اين رساله سعي بر آن داريم با دو ديدكاه ذيل به ارائه الكو , جهت ساماندهي و كسترش بازار ببردازيم.
1- ساماندهي شامل فضاهايي كه در حال حاضر داراي وجود خارجي و بالفعل مي باشند و به لحاظ تغيير شرايط مختلف و موثر بر آن در وضعيت نابساماني قرار دارند و بايستي جهت رفع آن اقداماتي صورت كيرد.
2-  طراحي : فضاهايي كه در حال حاضر وجود  بالفعل نداشته و ليكن در بررسيهايي كه به عمل مي آيد نياز به خلق و شكل كيري آنها ثابت مي كردد.

هدف طراحی
نواحي مركزي شهرها، در حال حاضر اغلب با انواع عوارض و مشكلات شهري روبرويند و از اين رو معضلات آنها موضوعاتي جند وجهي و جند بعدي است كه در هر مورد خاص به شكلي بروز بيدا مي نمايد. به همين دليل براي حل مشكلات آنها معمولا اقدامات و برنامه هاى كوناكون مطرح مي شود كه هر يك بر جنبه هاي خاص تاكيد دارد، رواج اصطلاحات و مفاهيمي مثل نوسازي، بازسازي، بهسازي، حفاظت، مرمت، احيا، جان بخشي (باززنده سازي)، باكسازي و مانند اينها بيانكر بيجيدكي و تنوع در مضمون ساماندهي مركز شهر است.
با توجه به تجارب جهاني و كرايش هاي شهرسازي نوين مي توان كفت كه رويكرد موردي و يك وجهي به مسائل مركز شهرها جندان موفق و كارساز نيست، امروزه بيشتر توصيه مي شود كه با توجه به ويژگيها و مسائل هر شهر خاص، برنامه اي جامع، جند وجهي اي و هماهنك تدوين و اجرا كردد از اين ديدكاه برنامه جامع ساماندهي براي مركز شهر بايد محورها و مضامين زير را دربركيرد.

الف - نوسازي و تجديد بناي بافتهاي فرسوده و ايجاد بافت هاي جديد متناسب.
ب - حفاظت = جلوكيري از انحطاط ارزشهاي كالبدي اقتصادي و اجتماعي
ج - بهسازي = ارتقاء كيفيت زندكي از نظر زيست محيطي، فرهنكي و رواني
د –هويت بخشي = تقويت  جاذبه هاي شهري

بنابراين اجراي برنامه هائي از قبيل حفظ ميراث تاريخي يا محدود كردن ترافيك تغيير و انتقال كاربريها و مانند اينها بطور مجزا و منفرد نه تنها قادر به حل مشكلات مركز شهر نخواهد بود، بلكه حتي مي تواند به انحطاط و انزواي بيشتر آن كمك كند، از ديدكاه شهرشناسي و شهرسازي عملي، نمي توان مراكز قديمي شهرهاي بزرك را به مثابه يك اندام مرده يا يك موزه متروك تاريخي قلمداد كرد و يا برعكس به عنوان قلب و مركز عملكردي تمام شهر در نظر كرفت، رويكرد واقع بينانه از اين قرار است كه مركز شهر يكي از اندامهاي زنده و ضرورى بيكر شهر و ضرورتا با نقش درجه اول به حساب آيد و با توجه به نيازهاي ساختاري و عملكردي حيات عمومي شهر جايكاه مناسبي به آن اختصاص داده شود.
با توجه به تنوع و تعدد مسائل مركز شهر و ضرورت يك رويكرد جامع، مي توان اهداف عمومي و اساسي اين بروزه ها را شامل ساماندهي بازار و طراحي فضاهاي تجاري جديد در اين محدوده مي باشد را بر بايه محورهاي زير تدوين و تعقيب نمود.
حفظ و كسترش توانايي بالقوه اين ناحيه به لحاظ فرهنكي و اجتماعي و رفع نواقص موجود
وسعت بخشيدن به فعاليت هاي فرهنكي و مراوده هاي اجتماعي
حفظ الكوهائي كه به لحاظ فرهنكي توجيه بذير بوده و ارائه الكوهائي كه نيازهاي كنوني را مرتفع  نمايند با الهام از بيشينه تاريخي و فرهنكي بازار .
ايجاد نوعي تشخيص براي اين بخش از شهر و ارائه راه حل هايي كه راه را براي احياء ساير نواحي بافت قديم هموار نمايند.
اصلاح كالبدي بازار اعم از رفع مشكلات ترافيكي، اقليمي و ….
باسخ به نيازهاي خدماتي - رفاهي بازار
ارائه الكو مناسب جهت بيوند مناسب و سازمان يافته بافت موجود و اراضي طراحي شده بيشنهادي با عناصر و مناطق بيرامون بازار.
كسترش سطوح تجاري با توجه به حفظ هماهنكي و همسازي با شرايط موجود
خوىكفايي مالي و اقتصادي طرح
استفاده از امكانات بالقوه خود منطقه (مصالح، نيروى انساني و . . .
مشاركت مردمي در اجراي طرح با ارائه الكوهاي قابل درك و متناسب با تمايلات ساكنين منطقه و كرايش هاي اقتصادي شهر

همسازي معماري و شهرسازي در اين ناحيه


روش تحقیق پژوهش
بطوركلي مراحل تحقيق و شناخت تا رسيدن به مرحله طراحي براساس حركت از كليات به جزئيات و از كلان به خرد به شرح ذيل تقسيم كرديده است.

طرح پروژه
همانكونه كه در مقدمه بيان شد هدف اين بروزه اصلاح كالبدي بازار و شناسايي مناطق مناسب جهت كسترش سطوح تجاري در اين محيط مي باشد كه در كنار موارد فوق الذكر رعايت همسازي معماري و شهرسازي عناصر ياد شده و حفظ هويت اجتماعي و فرهنكي بازار نيز مدنظر قرار دارد.

اين موارد بايستي بگونه اي ساماندهي و طراحي كردد تا ضمن باسخكويي به نيازهاي خدماتي - رفاهي ساكنان حال و آينده بازار و با توجه به خودكفايي اقتصادي طرح بتواند به طرحي قابل اجراء بدل شد، و الكوئي مناسب جهت توسعه و اصلاح آتي بافت مركزي شهر كردد.
بدين سان جهت رسيدن به اهداف مذكور ابتدا به ارائه ايده هاي مختلف ساماندهي در اين ناحيه برداخته و بس از نقد و بررسي هر يك از آنها به ارائه الكوي بيشنهادي و تحليل آنها خواهيم برداخت.
در اين الكو مكانهاى مناسب جهت كسترش سطوح تجارى شناسايي شده، ضمن بررسي بتانسيل ها و قابليت هر يك از آنها به ارائه الكوهاي معمارى جهت ساخت و ساز و توسعه بازار در اين نقاط مبادرت خواهيم ورزيد.
در اين ميان ضوابط اعمال شده در طراحي منتج از سياستهاي شهرداري بعنوان ناظر بر ساخت و سازها مد نظر قرار مي كيرد.
آنجه در طول مدت طراحي به عنوان يك عامل اصلي جهت رسيدن به اهداف فوق الذكر مد نظر قرار داشت همانا بيوند عناصر قديم و جديد و حفظ هويت موجود بازار مي باشد و جهت دستيابي به اين امر با تاملي در بناهاي تاريخي بجا مانده سعي در بهره كيري از آنها در ارائه الكوهاي توسعه نموديم كه بجز كاروانسراي عباسي و مقبره قطب الدين حيدر كه تنها بناهاي باقيمانده از دوران قبل از قاجار مي باشند در كنار يكي دو كاروانسراي متروكه و نيمه ويران نظير كاروانسراى نوغان و اميني و جند سر در بجا مانده از خانه هاي مسكوني و وروديهاي بازار متعلق به دوره قاجاريه دستاويز بيشتري نيافتيم.

اما با همين اندك آثار مشخص كرديد كه معماري سنتي اين شهر استمرار همان معماري سنتي ايران است كه در شرايط اقليمي مشابه شكل كرفته، بنابراين اصول حاكم بر آن، همان اصول و بناي معماري ايراني مي باشد. معماري ارزشمندي كه به قول استاد بيرنيا، اصول آنرا مردم واري، خودبسندكي، برهيز از بيهودكي و … تشكيل ميدهد، ليكن آنجه قابل ذكر مي باشد آنست كه تا جه اندازه بايستي به اين معماري وفادار ماند و جكونه مي توان خود را با دكركوني ارزِشها و مفاهيم هماهنك نمود. به عبارتي جكونه مي توان حلقه اتصال كهنه و نو، ديروز و امروز و حال و آينده و در نهايت بين آنجه كه بنام معماري ايراني مي شناسيم و جريانهاي مدرنيسم و بست مدرنيستي كرديد.

آنجه اجتناب نابذير مي نمايد اينست كه نمي توان از آنجه كه آنرا دكركوني ارزشها و مفاهيم مي نامند غافل كرديد همانكونه كه در فصول كذشته نيز بدان اشاره شد امروزه و تجارت ، با مفاهيم جديد عرضه مي كردد - امروزه بازار از يك مكان به يك (جاي - كاه) (مكان و زمان) تبديل شده است و تاثير دنياي ارتباطات بر اين تعاريف هر روز بيشتر خودنمايي مي كند بدين سان بازار امروزه بايستي بتواند خودش را هر جه بيشتر و بهتر با اين تغييرات هماهنك سازد - بازار امروز بايستي باسخكوي مخاطبين امروز بيشتر بوده و بتواند در بستر آينده و تغيير و تحولات آتي نيز دوام بياورد.
در عين حال بايستي با قدرت تمام در مقابل از خود بيكانكي (اليناسيون) حاكم بر محيط اطرافش مقاومت ورزيده به عنوان يك الكوي مناسب جهت تغييرات آتي بيرامون خويش عمر نمايد.
ويترريوس در كتاب (دكركوني آرمانها در معماري مدرن)، كرجه تعريفي كلي از معماري سنتي ارائه مي دهد اين تعريف مي تواند الكوي مناسب براي معماري امروز نيز قرار كيرد. تعريف وي از معماري عبارت است از سودمندي، استحكام و زيبايي كه بيانكر يك معماري خوب است.
عواملي كه در هيج زماني نمي توان آنها را مردود دانست و با اصول معماري سنتي ما نيز منافاتي ندارد.
بس هنكاميكه كه در طي فرآيند طراحي صحبت از معماري كذشته و آينده به ميان مي آوريم، منظور، صريحا تقليد صرف از هر كدام از آنها در كالبد و حتي در بسياري از موارد در محتوى نيست بلكه نتيجه كيري از آنها و هماهنك كردن آنها بكونه أي كه بتوانيم اين زنجير كسيخته معماري كذشته و حال را بهم بيوند داده - محيطي ملموس براى ساكنين قديم و فضايي دلجسب و مطلوب براي آيندكان فراهم آوريم.


بافت كالبدي شهر


بافت كالبدي شهر تربت‏حيدريه از مجموع اي از محلات و روستاهايي تشكيل گرديده كه در توسعه ادواري شهر به بافت اوليه شهر به شرح ذيل ملحق گرديده‏اند.
محله‏هاي باغ سلطاني، برج عابد، رباط سفلي، رباط عليا، شيب، بارزار ، سرطروسي، قلعه بالا، باغ ملي، قاضيان، هفت صوفه ، مظفريه ، پيشكوه ، سپه دژ، منصوره حسني عليا و نوبهار .
كه محله بارزار از نظر تاريخي هسته اوليه و مركزي شهر محسوب مي‏گردد بازار اصلي شهر تربت‏حيدريه كه در دوران قاجاريه بنا گرديده همراه با كاروانسراهاي اطراف خود طي قرون متمادي، هسته اصلي خدماتي شهر را تشكيل ميداده كه در ميان آنها بازار گمرك، شير چهار سوق و نمدمالها از قديميترين راسته‏هاي بازار به شمار مي‏آمدند كه در زمان احداث خيابان فردوسي تا حدودی تخريب گرديده‏اند.
بررسي شبكه دسترسي شهر تربت‏حيدريه نشان ميدهد كه بافت مركزي به صورت شعاعي و معابر اصلي آن در جهت شمال به جنوب (خيابان فردوسي) و در جهت شرق به غرب (شامل خيابانهاي طالقاني، شهيد رجايي، و شهيد بهشتي) شكل پذيرفته‏اند. كه راسته‏هاي آن ارتباط بخشهاي مسكوني اطراف را با مركز تك هسته‏اي شهر از طريق شبكه در هم تنيده‏اي از معابر كم عرض تأمين مي‏نموده‏اند. در اين مورد با توجه به تراكم بيش از حد جمعيت در اين منطقه و تقاضاي بالا جهت آمد و شد سواره مي‏بايست تمهيدات ويژه‏اي براي حفظ اين منطقه با ارزش ضمن حفظ عملكرد تجاري آن به عمل آيد.
بررسي ميزان ساخت و ساز در شهر تربت‏حيدريه طي دهه ) (65-75نشان مي‏دهد كه طي اين دهه  3783 واحد مسكوني در شهر ساخته شده، به نحوي كه تا پايان سال  1375تعداد كل واحدهاي مسكوني در شهر تربت‏ حيدريه  18043واحد بوده كه بيش از  90درصد آن‏ها را واحدهاي يك طبقه تشكيل مي‏داده‏اند.
در سال  1375نسبت اشغال خانوار در واحد مسكوني در شهر تربت‏حيدريه  1/16بوده كه از اين نظر در رتبه بيست و چهارم در بين شهرهاي استان خراسان قرار گرفته است.
در فرض عملي پيش بيني مسكن با پيش بيني تعداد واحدهاي مسكوني مورد نياز شهر، اعمال ضريب اشغال خانوار در مسكن معادل  1/15افزايش زمان استهلاك واحدهاي مسكوني به  50سال، تعداد واحدهاي مسكوني مورد نياز جهت نوسازي واحدها و دستيابي به تراكم بهينه در وضعيت موجود به  4034واحد و تعداد واحدهاي مسكوني مورد نياز جهت اضافه بار جمعيت  3006واحد و در مجموع تعداد كل واحدهاي مسكوني مورد نياز  9169واحد تا سال افق طرح پيش بيني گرديده است كه حتي در اين صورت نيز مي‏بايست سالانه بيش از  900واحد مسكوني جديد در شهر احداث گردد. سطح كل اراضي اختصاص يافته به كاربري مسكوني در وضعيت موجود معادل  387/9هكتار و سرانه آن  40/98متر مربع مي‏باشد.
در مجموع  21/23درصد از سطح كل شهر و  42/35درصد از سطح ساخته شده شهر به كاربري مسكوني اختصاص يافته است.


مطالعات كالبدي شهر تربت حيدريه

توسعه شهر تربت حيدريه همانند ساير شهرهاي كشور تا اوايل شروع جنگ جهاني اول ، بر بستري از مناسبات اقتصاد سنتي متكي بر روابط تجاري و مبادلاتي شهر استوار بوده است كه بدنبال تحول شهر بعد از پايان جنگ و تغيير الگوي استخوانبندي شهر از ديدگاه توليد و مبادلات شهري و چيرگي حمل و نقل سواره بر پياده كه تا قلب مناطق مسكوني پيشروي نمود ، موجبات رشد فيزيكي شهر با بي اعتنايي نسبي به ساختار فرهنگي و تاريخي آن گرديده و طبعاً عملكرد عناصر مصنوع كالبد شهر نظير آب انبارها و كاروانسراها تضعيف و بافتهاي قديمي شهر بعلت فرسودگي و كاهش ارزش اقتصادي بتدريج به ورطه كم اعتنايي سپرده شدند . بررسي نحوه استقرار بافت مسكوني شهر نشان مي دهد كه اين بافت عمدتاً تابع ويژگيهاي جغرافيايي و فرهنگ سكونت در شهر مي باشند در حاليكه عناصر غير مسكوني شهر جداي از مفهوم ادواري شهر تابع ويژگيهاي جغرافيايي و همچنين دسترسي مي باشند .

جهات توسعه شهر تربت حيدريه تا قبل از چيرگي دسترسي سواره عمدتاً بصورت هسته اي بر حول محور بازار شكل گرفته بود زيرا كه حيات شهر متكي بر بازار بوده كه علاوه بر عملكرد تجاري ، حيات سياسي و اجتماعي و مذهبي شهر را نيز در بر  مي گرفته است . رشد شهر از بخش مركزي آن يعني از محلات رباط بالا ، باغسلطاني ، برزار ، شير چهارسو ، گذر صدر ، كوچه قاضيان ، شيب ، محله بالا ، رباط بالا و حسني كه عمدتاً روستاهاي كوچكي در مجاورت شهر بوده اند همراه با توسعه ادواري شهر بخصوص از سال 1300 به محدوده شهر ملحق گرديده اند .

تغيير و تحول الگوهاي توليد ، توزيع و سكونت بخصوص در دهه هاي اخير و تاثير پذيري از الگوي ساخت و ساز مدرن و حذف عناصر قديمي شهري در مقابل كاربريهاي متنوع مسكوني ، اداري و صنعتي و آموزشي بدون مكان يابي دقيق اينگونه كاربريها و در سالهاي متأخرتر ايجاد شهرك وليعصر در شمال شهر و مجاور محور مشهد – تربت حيدريه به فاصله 5 كيلومتر از آن كه توسط فضاي حايلي از اراضي كشاورزي و روستاها و بافت پراكنده شهري موجود از محدوده فعلي شهر جدا گرديد به توسعه كالبدي شهر در جبهه شمالي و به كاهش اراضي كشاورزي منجر گرديد . كما اينكه بافت فعلي شهر تربت حيدريه شامل بيش از ده روستاي همجوار آن مي باشد ( كه به تدريج بعد از سالهاي 1300 همراه با توسعه كالبدي شهر در داخل محدوده خدمات شهري استقرار يافته اند ) بنحوي كه عينيت كالبدي درون گراي بافتهاي قديمي شهر در تقابل با سرشت برون گراي كاربريهاي جديد شهري قرار گرفته است .
بافت كالبدي شهر تربت حيدريه از مجموعه اي از محلات و روستاهايي تشكيل گرديده كه در توسعه ادواري شهر به بافت اوليه ملحق گرديده اند .
بررسی شبكه دسترسي شهر تربت حيدريه نشان مي دهد كه بافت مركزي بصورت شعاعي و معابر اصلي آن در جهت شمال به جنوب ( خيابان فردوسي )‌و در جهت شرق به غرب (‌شامل خيابانهاي طالقاني ، شهيد رجايي ، و شهيد بهشتي ) شكل پذيرفته اند كه راسته هاي آن ارتباط بخشهاي مسكوني اطراف را با مركز تك هسته اي شهر از طريق شبكه در هم تنيده اي از معابر كم عرض تأمين مي نموده اند . در اين مورد با توجه به تراكم بيش از حد جمعيت در اين منطقه و تقاضاي بالا جهت آمد و شد سواره مي بايست تمهيدات ويژه اي براي حفظ اين منطقه باارزش ضمن حفظ عملكرد تجاري آن بعمل آيد .

پيش بيني روند توسعه فعلي شهر :
جهت تعيين روند توسعه فيزيكي شهر بايد محدوديتها و موانع موجود را كه باعث جلوگيري از توسعه شهر در بعضي جهات است شناخت و سپس بر اساس آن به جهت توسعه شهر دست يافت .

عوامل كالبدي مؤثر در تعيين جهات رشد كالبدي آينده شهر تربت حيدريه از نظر نوع عملكرد در رابطه با ايجاد امكانات و محدوديت هاي توسعه ، به استثناي عوامل غير كالبدي بيروني مانند ، ميزان جمعيت و رشد آن ، تحولات اقتصادي و مبادلاتي ، تحولات صنعتي و كشاورزي ، امكانات محيطي و طبيعي و همچنين عوامل دروني مانند عوامل مديريت شهري و غيره در دو بخش اصلي عوامل طبيعي ثابت دوره اي با تاثير مداوم و دوره اي با تاثير آني و همچنين عوامل انسان ساخت يا مصنوع بشرح ذيل قابل تفكيك مي باشند .

ال
ف – عوامل طبيعي مؤثر بر توسعه كالبدي :

1-ارتفاعات غار پاردان در جبهه غربي شهر

2-رودخانه هاي فصلي مانند كال منصوريه و كال كاريز ديوانه در جبهه غربي شهر و همچنين مسيل هاي خرابه در شرق و نهر نو بهار در امتداد جبهه شمال غربي به شرق

3-وزش بادهاي غالب گرم تابستاني با جهت شمال شرق به جنوب غرب و بادهاي سرد زمستاني از جبهه شمال غرب به جنوب شرق

4-استقرار شهر تربت حيدريه در پهنه وقوع زمين لرزه با خطر بالا ( حدود 6 ريشتر )

5-ارتفاع شهر (‌1333 متر ) و محدوديتهاي ناشي از استقرار در اقليم سرد .

6-شيب مناسب اراضي به ميزان يك درصد

7-مشخصات زمين شناسي و عوامل فيزيكي و شيميايي خاك

8-ميزان ارتفاع و نوسان آبهاي زيرزميني

ب : عوامل مصنوع يا انسان ساخت موثر بر توسعه كالبدي :

1-اراضي كشاورزي در جبهه هاي شرقي و جنوب شرقي و شمالي

2-وجود اراضي باغداري بصورت پراكنده در جبهه شمال ، شمال غربي و جنوب شرقي

3-وجود روستاهاي دوغشك ، خوجويي ، منظر ، نوغاب ، صومعه بالا ، ضياء الدين سفلي ، حاجي يار ، طاهر آباد ، روستاهاي قندشتن و ده پايين در جبهه غربي و روستاهاي بيسقفيزن و رباط در جبهه جنوبي شهر و روستاهاي پائين ده ، خرزق ، آغوي ، ضياء الدين و بنهنگ در جبهه شمالي

4-وجود گذرگاه عبوري كشوري جاده امام رضا ( ع ) در جبهه شرقي

5-عبور مسير برق فشار قوي ( 63 كيلو ولت ) و وجود حريمها آن در جبهه شرقي

6-وجود تأسيسات صنعتي مانند كارخانه قند و كارخانه كاشي سازي و انبارهاي نفت در جبهه شمال شرقي شهر

7-وجود گورستان در جبهه جنوبي شهر

8-وجود اراضي وسيع با كاربري نظامي در جبهه شمال غرب

9-وجود شهرك وليعصر و پارك ملت در جبهه شمالي بعنوان عوامل مشوق توسعه كالبدي شهر در اين بخش

10-وجود مقابر و آثار تاريخي ، بازار و بافت با ارزش تاريخي در جبهه مركزي شهر

11-استقرار شهر در مسير بزرگراه آسيايي و موقعيت ممتاز آن در كانون خراسان مركزي

12- استقرار برخي را فعاليتهاي صنعتي در جبهه جنوبي و محور گناباد

13-تاثير محورهاي ارتباطي ورودي به شهر مانند تايباد ، محور خواف و رشتخوار ، محور گناباد ، محور بايگ ، محورهاي جديد و قديم مشهد

14-كاربري اراضي در شرايط موجود و موقعيت تأسيسات زيربنايي و اندامهاي كالبدي اصلي

با توجه به ملاحظات فوق و برآورد نيازمنديهاي فضايي شهر و در نظر گرفتن تمايل شهروندان ، جبهه شمالي داراي اولويت نخست و جبهه شرقي شهر نسبت به ساير جهات جهت توسعه كالبدي مرجع تشخيص داده شده است .

شناسايي محلات شهري تربت حيدريه :
بافت كالبدي شهر از مجموعه اي از محلات و روستاها تشكيل گرديده كه در توسعه ادواري شهر به بافت اوليه ملحق گرديده اند .

به جرات مي توان گفت كه محلات شهري فاقد شاخص و علائم خاص مي باشند و بنابراين تفكيك و جداسازي آنها از يكديگر به سختي امكان پذير است و براي دستيابي به اين امر بايد خيابانها و گذرها را بعنوان مرز تفكيك محلات پذيرفت .

اين محلات عبارتند از :

1-محله باغسلطاني : شريان اصلي آن خيابان باغسلطان

2-محله برج عابد : شريان اصلي آن خيابان باغ سلطان است و بخش قابل ملاحظه اي از آن اراضي كشاورزي است

3-محله رباط عليا : داراي بافتي روستايي است و اراضي كشاورزي و گورستان در آن واقعند .

4-محله رباط سفلي : داراي بافتي روستايي است و بخش اعظمي از آن اراضي كشاورزي است .

5-محله شيب : از محلات قديمي شهر است ، بازار كاريز ، سنگ فرش ، گرمابه رئيسي و كاروانسرا از عناصر مشخصه آن است .

6-محله بارزار : از محلات قديمي شهر است ، بازار گمرك ، بازار هاديزاده ، كاروانسراي باغ و مدرسه هراتي در آن واقعند محله بارزار از نظر تاريخي هسته اوليه و مركزي شهر محسوب مي گردد بازار اصلي شهر كه در دوران قاجاريه بنا گرديده است همراه با كاروانسراهاي اطراف خود طي قرون متمادي ، هسته خدماتي شهر را تشكيل مي داده كه در ميان آنها بازار گمرك ، شير چهار سوق و نمد مالها از قديمي ترين راستاهاي بازار به شما رمي آيند كه در زمان احداث خيابان فردوسي تخريب گرديده اند .

7-محله سرطروسي

8-محله شاده : كاملاً روستايي است

9-محله باغ ملي : پارك و تعدادي از مراكز اداري و دولتي در آن واقعند

10-محله قاضيان خيابان قائم كه جاده قديمي ارتباط دهنده مشهد و گناباد است در آن قرار دارد .

11-محله قلعه بالا : داراي بافتي كاملاً روستايي است

12-محله حسني عليا : داراي بافتي كاملاً روستايي است

13-محله سپه دژ : محله جديد است . بيمارستان ارتش ، اداره غله و سيلو عناصر شاخص آن است .

14-محله مظفريه

15-محله نوبهار

16-محله هفت برج هفت صفه در آن واقع بوده است .

ساختار كالبدي شهر تربت حيدريه :
طرح ساختاري يك شهر مشتمل بر شبكه ارتباطي ، اندامهاي اصلي كالبدي ، عناصر طبيعي مسلط بر سيماي شهري مي باشد كه در آن مراكز خدماتي و فرهنگي قلب شهر ( نظير بازار و مسجد جامع )‌جايگاه تبلور فرهنگ تاريخي و هويت شهر مي باشد هر چند كه مجموعه اين عناصر با توجه به نيازهاي جامعه در مقاطع مختلف تاريخي مي توانند تغيير يابند .

اولويت هاي شكل دهنده ساختار كالبدي شهر تربت حيدريه در درجه نخست موقعيت موثر نظامي ، مواصلاتي و مبادلاتي و نقش خدماتي شهر طي قرون گذشته و اقتصاد كشاورزي بالنسبه قوي آن در رابطه با دشت حاصلخيز زاوه مي باشد كه بعد از احداث خيابانهاي عمود بر هم فردوسي و طالقاني كه منجر به از بين رفتن بازار گمرك گرديد ، نقش مركز اصلي تضعيف و پراكندگي نسبي اندامهاي اصلي شهر آغاز گرديد . در حال حاضر طرح ساختاري شهر به دليل مشكلات ناشي از تمركز بيش از حد فعاليتها در نواحي مركزي بافت قديمي و تلفيق بافتهاي روستايي واقع در نواحي حاشيه اي شهر با گذرگاههاي فرعي ، استقرار اكثريت خدمات و فعاليتهاي تجاري در جوار خيابانهاي مركزي ، افزايش جمعيت ، شكل متنوع دانه ها و اندامهاي شهري ، پذيرش عملكردهاي جديد ، نيازمند بازنگري كلي در سازمان فضايي شهر ، در جهت تجديد حيات كالبدي ، استقرار نظام توزيع سلسله مراتبي خدمات شهري و پيوند مراكز آنها با يكديگر در جهت تقويت هويت و انسجام بصري با اتكا به خصوصيات طبيعي ، فرهنگي و تاريخي آن مي باشد . از طرفي براي جلوگيري از افزايش نابساماني ها در شهر ضرورت دارد كه اقدامات منفرد و پراكنده در ارتباط با ساختاري واحد و يكپارچه در كليت شهر صورت پذيرد كه به خودي خود ، استقرار اتفاقي عناصر شهري را در سازمان فضايي و كالبدي آينده شهر منتفي خواهد نمود .

بررسي پيشنهاد مشاور جهت اصلاح ساختار كالبدي شهر تربت حيدريه :


در مطالعات طرح جامع شهر  ، هدف معطوف به ساختاري از شهر مي باشد كه با ايجاد نظم و چهارچوبي انعطاف پذير ، رشد و تحول برنامه ريزي آينده شهر را ضمن ارائه قالبي مناسب براي كليه فعاليتهاي اجتماعي ، فرهنگي ، اقتصادي ، سياسي و مذهبي شهروندان امكان پذير نمايد . زيرا با پيشرفت زمان الگوهاي زندگي ، اشتغال و نحوه استفاده از اوقات فراغت دچار تغيير گرديده و ساختار شهر نيز به تبع از آن (‌مانند نظامي متشكل از زير مجموعه هاي بيشمار ) مي بايست متحول و خود را با سازمان نوين اجتماعي شهر منطبق گرداند .

با توجه به نكات مطروحه ، ساختار پيشنهادي شهر تربت حيدريه ضمن ايجاد دسترسيهاي يكنواخت به خدمات شهري ، از انعطاف پذيري لازم براي تغييرات و تحولات در نظام كالبدي آينده شهر برخوردار است زيرا دستيابي به بافتي همگن و زنده از طريق توزيعات متناسب فرصتها و تأمين هويت و خوانايي بيشتر ، شهر را قادر به پذيرش تحولات جديد و توزيع متوازن تراكمها و خدمات خواهد نمود .

در جهت تأمين اهداف فوق تلفيق الگوهاي توسعه هسته اي و خطي و بكار گرفتن ايده كلي كريدورهاي رشد و محورهاي فعال خطي پاسخ مناسبي براي توسعه فيزيكي آينده شهر تلقي شده است .

عملاً جهت دستيابي به اهداف فوق ، در طراحي مركز شهر از ايده توسعه دو محوري ( شامل محور مختلط تجاري – اداري – خدماتي ) در امتداد خيابان فردوسي و امام خميني با ساختار خطي ( با هدف كاهش تراكم بافت قديمي شهر و كاهش ترافيك عبوري ) با پيشنهاد استفاده از محور آيت اله كاشاني ، شهيد بهشتي ، آيت اله طالقاني و آيت اله مدرس بعنوان محورهاي ( فرهنگي ، پذيرايي و تفرجگاهي ) بصورت عمود بر محورهاي قبلي در جهت دستيابي به اهداف ذكر شده استفاده گرديده است . طرح كلي شهر نيز با در نظر گرفتن نظام سلسله مراتبي توزيع خدمات بوسيله استقرار مراكز نواحي و محلات پيشنهادي با بافت عمومي شطرنجي با جهت توسعه از جنبه شمالي و شرقي مورد طراحي قرار گرفته است .

اهداف كلي طرح ساختاري پيشنهادي تربت حيدريه عبارتند از :

1-ايجاد زمينه مناسب جهت توسعه خطي مراكز فعال در ساخت و عملكرد شهري و كاهش عملكرد تك هسته اي موجود شهر .

2-دستيابي به بافتي همگن و يكدست از طريق توزيع فرصتها و تأمين قابليت انعطاف بيشتر جهت پذيرش تحولات آينده .

3-كاهش تراكم ناشي از ساختار اوليه تك هسته اي شهر با توسعه خطي جهت جبران كاستيهاي الگوي مذكور .

شبكه بندي معابر :
شبكه ارتباطي شهر تربت حيدريه شامل تعدادي شريانهاي اصلي درجه يك خيابانهاي امام رضا ، آيت اله مدرس ، سپهبد قره ني ، شهيد بهشتي ، شهيد رجايي ، با عرض ( 45-35 ) متر شريانهاي اصلي درجه دو شامل خيابانهاي آيت اله كاشاني ، آيت اله طالقاني ، فردوسي شمالي و جنوبي ، امام خميني ، ابوذر غفاري ، بي بي حسني ، با عرض ( 34-24 ) متر كه تقريباً اكثر ادارات و سازمانها و عناصر مهم شهري در حاشيه اين دو محور واقعند . گذرگاههاي جمع كننده اصلي شامل خيابانهاي قائم ، نواب صفوي ، مظفري ، جاده بايگ ، باغ ملي ، باغ سلطاني شهيد چمران ، طالقاني و غيره و با حريم ( 22-16 ) متر كوچه و گذرهاي فرعي كه ارتباط دسترسي به واحدهاي مسكوني را امكان پذير مي نمايد .

گذرهاي تاريخي : اين گذرها عمدتاً گذرهايي هستند كه روستاها و شهرهاي اطراف را به شهر تربت حيدريه مرتبط مي كرده است از جمله اين مسيرها مي توان از مسير ارتباطي مشهد – گناباد كه دو زاويه اصلي شهر ( دروازه كاريز و قطب ) در مسير آن قرار دارند و مسير ارتباطي بايگ تربت حيدريه كه به دروازه قطب منتهي مي شده است و مسير ارتباطي خواف – تربت حيدريه و جلگه زاوه – تربت حيدريه نام برد و از دروازه ها و مسيرهاي ديگر شهري اطلاع چنداني در دست نيست .

شبكه ها ي اخير عمدتاً در توسعه ادواري خود در يك حالت پراكنده و ناهماهنگ با نيازمنديهاي بخش خدماتي و مسكن با عرض محدود در پيروي از نحوه  تفكيك و خطوط مالكيت اراضي شكل پذيرفته اند . ساختار عمومي اين گذرگاهها عموماً با تأثير پذيري از ويژگيهاي جغرافيايي ، اجتماعي ، كالبدي و موانع مختلف طبيعي و انسان ساخت از قبيل ارتفاعات غارپاردان ، و رودخانه هاي شصت دره و كاريزديوانه در جبهه غربي ، وجود پستي و بلندي و تپه هاي موجود در بافت شهري ، وجود باغات و اراضي مشجر در جبهه هاي شمالي و جنوبي شهر، تخصيص فضاهاي بزرگ به كاربريهاي عمده شهري مانند كارخانه قند و انبارهاي نفت در جبهه شمال و شمال شرق ، پادگان سپه دژ و سيلو در جبهه شمال غربي ، باغ ملي ، استاديوم ورزشي تختي ، مقبره شيخ قطب الدين حيدر و مقبره بي بي حسني در بافت مركزي ، گورستان بهشت عسكري در جبهه جنوب غربي و كنار گذر حضرت امام رضا ( ع ) و موقعيت روستاهاي پراكنده در جبهه غربي و شمالي شهر شكل پذيرفته اند . بررسي شبكه دسترسي نشان مي دهد كه بافت مركزي بصورت شعاعي و معابر اصلي آن در جهت شمال به جنوب (خيابان فردوسي )‌ و در جهت شرق به غرب (‌شامل خيابانهاي طالقاني ، شهيد رجايي و شهيد بهشتي )‌ شكل پذيرفته اند كه راسته هاي آن ارتباط بخشهاي مسكوني اطراف را با مركز تك هسته اي شهر از طريق شبكه در هم تنيده اي از معابر كم عرض تأمين
مي نمايند . با توجه به ملاحظات فوق ساختار كلي شبكه ارتباطي موجود از نوع شطرنجي و شعاعي غير كامل بوده و از نظر بافت شهري تاثير و غلبه هر يك از عوامل فوق در نواحي مختلف شهر متفاوت بوده است .
با توجه به ساختار كلي شبكه ارتباطي ، مسائل كلي نظام آمد و شد و ترابري موجود شهر تربت حيدريه را بشرح زير ميتوان خلاصه نمود .
-عدم كفايت و تداوم گذرگاههاي شرياني درجه يك و دو در بخش مركزي و جبهه هاي مجاور آن كه تراكم ترافيك را در ساعات حداكثر در مناطق مركزي موجب گرديده است .
-فقدان يك شبكه بهم پيوسته بصورت كمربند داخلي كه رفت و آمد در پيرامون منطقه مركزي شهر را تسهيل نمايد .
-عدم وجود نظام سلسله مراتبي در گذرگاههاي كم عرض موجود و استفاده رانندگان وسائط نقليه از گذرگاههاي محلي بعنوان ارتباط بين نواحي و محلات شهر
-عدم وجود پاركينگ و توقف گاه هاي خارج از حريم گذرگاهها در منطقه مركزي شهر
-عرض كم گذرگاههاي پياده بويژه در مجاور نوارهاي تجاري شهر
-عدم كفايت كانالهاي جمع آوري و دفع آبهاي سطحي و در نتيجه ايجاد اختلال در نظام آمد و شد بر اثر جاري شدن سيلابهاي ناشي از بارندگي هاي فصلي
-قرار گيري گذرگاه عبوري شرقي ( بلوار امام رضا ) در بافت مسكوني ( در اثر توسعه هاي اخير ) و تداخل نامناسب ترافيك عبوري و ترافيك شهري در جبهه شرقي و همچنين وجود تقاطعهاي همسطح و غير همسطح نامناسب در طول آن
-عدم امتداد برخي از گذرگاههاي شرياني درجه دو از قبيل خيابان شهيد رجايي در جبهه شرقي و يا خيابان آيت اله منتظري از جبهه غربي
-كمبود گذرگاههاي سريع شهري بصورت محورهاي ( شمالي – جنوبي ) و
( شرقي – غربي ) بمنظور تسهيل حركات و تأمين آمد و شدهاي ضروري ميان مناطق مختلف شهر
-وجود برخي از پيچهاي تند و قوسهاي غير فني بصورت افقي و قائم با محدوديت ديد در مسير گذرگاهها
-كيفيت نامناسب رو سازي گذرگاههاي فرعي

-شبكه ارتباطي پيشنهادي :
از نظر كلي طراحي يك نظام آمد و شد و ترابري كارا مستلزم استقرار مراكز متجانس سكونت ، كار خريد و تفريح در شهر مي باشد زيرا اگر منشاء و مقصد آمد و شد ها پراكنده بوده و تعداد افراد كافي و قابل پيش بيني در مسير هاي معيني از مبداء به مراكز سكونت ( شامل محلات و نواحي شهري و مراكز خدماتي آنها ) مراكز  كار و فعاليت ( شامل مراكز تجاري ، اداري ، آموزشي ، و صنعتي )‌مراكز خريد و گذران اوقات فراغت نباشد و يا مقصد اكثر سفرها به يك مركز و يا محور خاصي ( مانند خيابان فردوسي و مركز شهر ) يا در مناطق معدودي متمركز شده باشد ، بطور متقابل توسعه ناهماهنگ اندامهاي شهري و تراكمهاي مسكوني و تداخل انواع عبور و مرور را با اهداف و مقصد هاي متفاوت را موجب خواهد گرديد كه علاوه بر تراكم و پيچيدگي درآمد و شد شهري در چهره و ساخت آن نيز تغييرات ناخواسته اي را ايجاد و موجبات ركود فعاليتها و بروز ناراحتي هاي جسمي و رواني براي ساكنين موجود و آينده شهر را فراهم خواهد نمود و آن را از تكامل تدريجي در زمينه هاي مختلف باز خواهد داشت .

در مطالعات طرح جامع شهر تربت حيدريه بر اساس الگوي انتخاب شده در ابتدا سفرهاي جاري بين مناطق مختلف و مراكز شهري از نظر مبداء و مقصد مورد شناسايي و تفكيك قرار گرفته و بر اساس داده هاي مطالعات كليه حركات از نقطه نظر مبداء و منطقه به چهار دسته سفرهاي درون به برون ، برون به درون ، برون به برون تفكيك و بر اساس مدلهاي پيش بيني شده در جهت تأمين نيازمنديهاي آتي آمد و شد بر طبق تقسيمات فضايي و موقعيت اندامهاي اصلي و همين نظام سلسله مراتبي گذرگاههاي پيشنهادي ،شبكه ارتباطي پيشنهادي با اهداف ذيل مورد طراحي قرار گرفته است :

1-تأمين ارتباط سريع بين مركز ، اندامهاي اصلي كالبدي و مناطق عمده شهر . ( عمدتاً از طريق گذرگاههاي شرياني درجه يك )

2-تأمين ارتباط ميان مركز اصلي و مراكز نواحي پيشنهادي عمدتاً از طريق گذرگاههاي شرياني درجه دو

3-تأمين ارتباط ميان مراكز محلات پيشنهادي ترجيحاً از طريق تركيبي از گذرگاههاي جمع و پخش كننده اصلي

4-در جهت نظام دهي ارتباطات مركز شهر ، در ابتدا با تخصيص و توزيع وظايف و عملكردهاي فرعي اين مركز در بين مراكز نواحي و محلات پيشنهادي ميزان قابل توجهي از آمد و شد هاي غير ضروري به آن حذف گرديده در درجه دوم با پيشنهاد محورهاي خطي موازي و عمود بر محور موجود از نقش و عملكرد منحصر به فرد مركز شهر در امتداد ( شمالي – جنوبي )‌كاسته و يك تقسيم عملكرد جديد خطي در گذرگاههاي مركزي مورد توجه قرار گيرد . در درجه بعدي كه با پيشنهاد و تقويت ظرفيت گذرگاههايي كه داراي عملكرد ( شمالي – جنوبي ) و ( شرقي – غربي ) مي باشند همراه است . تخليه مركز تك هسته اي با توسعه خطي و تكميل ارتباطات حلقوي مورد توجه قرار گرفته است .

بررسي ويژگيهاي (‌فضايي- كالبدي ) طرح جامع شهر تربت حيدريه
1-در مطالعات طرح ساختاري شهر تربت حيدريه عوامل مؤثر در جهت گيري بافت شهري در مورد شبكه هاي اصلي و باز شوهاي عمده شهري ، معطوف به طراحي امتداد عمومي گذرگاههاي شرياني در جهت ( شمال به جنوب )‌و (‌شرق به غرب ) به منظور استقرار آنها در منطقه بي اثر ( يا كم اثر ) بادهاي سرد زمستاني با جهت وزش شمال غربي به جنوب شرقي و همچنين بادهاي گرم تابستاني با جهت ورزش شمال شرق به جنوب غرب بوده است .

جهت گيري گذرگاههاي فرعي و نماي اصلي واحدهاي مسكوني با توجه به شرايط اقليمي زمستاني منطقه ، جهت امكان دريافت حداكثر ميزان انرژي گرمايي در فصول سرد عمدتاً در جهت شمال – جنوب با اندكي انحراف به جبهه جنوب غربي مورد توجه قرار گرفته است .

( توضيح : شهر تربت حيدريه در تقسيمات اقليمي تابستاني در منطقه گرم و خشك و در تقسيمات اقليمي زمستاني در منطقه خيلي سرد قرار دارد ) .

2-به دليل موقعيت مهم مواصلاتي شهر و بمنظور عدم تداخل ترافيك عبوري با آمد و شد داخلي شهر و تأمين ارتباطات شهر با مراكز جمعيتي ، اجتماعي ، اقتصادي و صنعتي تكامل يافته اطراف ، علاوه بر تكميل جاده كنار گذر شهر در جبهه شرق مجموعه اي از گذرگاههاي پيوسته حلقوي بصورت درجه يك شرياني كه ضمن تركيب با يكديگر حلقه هاي محدودتري را جهت تغذيه مناطق عمده پيشنهادي شهر و تأمين حركت سريع ايجاد مي نمايند در طراحي مورد توجه قرار گرفته است . ( تغذيه مراكز خطي مركزي شهر و فضاهاي محاط در ميان حلقه هاي فوق الذكر و مراكز خدمات ناحيه اي از طريق گذرگاههاي شرياني درجه دو تأمين گرديده است ) .

3-جهت حذف آمد و شد غير عبوري و غير ضروري از مناطق مياني و بافت ساخته شده شهر ، استقرار كاربريهاي فرا شهري از قبيل پايانه  مسافربري ، مجموعه هاي آموزش عالي ، درماني ، توريستي ، ورزشي ، فضاي سبز ، محل دائمي نمايشگاهها ، بازارچه صنعتي در مبادي ورودي شمال شهر و همچنين صنايع كارگاهي ، انبارداري ، ورزشي در مبادي ورودي جنوب شرقي و پايانه باربري و ميادين ميوه و تره بار و مجموعه توريستي در مبادي ورودي جنوبي شهر جانمائي و مورد توجه قرار گرفته است .

باربري و ميادين ميوه و تره بار و مجموعه توريستي در مبادي ورودي جنوبي شهر جانمائي و مورد توجه قرار گرفته است .

4-در طراحي مركز اصلي شهر جهت جبران ضعف الگوي تك هسته اي موجود در رابطه با مسائل مربوط به رشد و تحول آتي آن با تلفيق الگوي تك هسته اي با توسعه خطي با استفاده از ايده ( كريدورهاي رشد ) با هدف جايگزيني تدريجي هسته مركزي با محورهاي فعال زنده و پر رونق خطي ضمن بهره گيري از ايده « توسعه دو محوري » شمال ( محورهاي مختلط تجاري – اداري – مسكوني ) در امتداد خيابانهاي امام خميني و فردوسي و محور پيشنهادي مابين اينها و همچنين محور فرهنگي – پذيرايي و مسكوني در امتداد خيابانهاي شهيد رجايي و شهيد بهشتي بصورت عمود بر محورهاي قبلي و همچنين خيابان باغ ملي با هدف تفكيك عملكرد محورهاي اصلي شهر مورد پيشنهاد قرار گرفته است .

5-در جهت تقويت هر چه بيشتر ارتباطات و پيوندهاي اجتماعي ، فرهنگي و تأمين نيازهاي رواني و فراغتي شهروندان با توجه به مزيتهاي طبيعي محدوده مورد مطالعه ، ضمن پيشنهاد پاركهاي نواري ساحلي در امتداد رودخانه هاي منصوريه و كاريز ديوانه و پيشنهاد احداث پارك منطقه اي در اراضي پيشكوه ، نسبت به طراحي مسيرهاي سبز پياده در حريم رودخانه اي نوبهار و مسيل خرابه و همچنين در جهت تقويت هويت و خوانايي بيشتر شهر نسبت به پيشنهاد پارك و مجتمع ورزشي در اراضي قلعه بالا اقدام گرديده است .

6-انباشتگي هاي مسكوني و تراكمهاي پيشنهادي با رعايت ويژگيهاي اقتصادي ، اجتماعي ، فرهنگي ساكنين موجود و آينده شهر تربت حيدريه و قيمت اراضي در سه نوع تراكم بصورت كم (‌124 نفر در هكتار )‌، متوسط (‌165 نفر در هكتار ) و زياد ( 274 نفر در هكتار ) پيشنهاد و در جهت كاهش هزينه هاي مربوط به دسترسي ، تراكمهاي زياد و متوسط عمدتاً در جبهه هاي مياني متمركز و با حركت از مناطق مركزي به حومه هاي جانبي با اتخاذ يك روند نزولي بصورت تراكمهاي كم منظور گرديده است .

7-تغذيه مراكز خدماتي نواحي پيشنهادي جهت امكان پاسخ به تقاضاي آمد و شد و عمدتاً از طريق تلفيقي از گذرگاههاي شرياني درجه دو و جمع و پخش كننده هاي اصلي و در مورد مراكز خدماتي محلات پيشنهادي از طريق تلفيق گذرگاههاي جمع كننده اصلي و گذرگاههاي فرعي صورت پذيرفته است .

8-جهت تفكيك بهينه عملكرد اندامهاي شهري با پيشنهاد تقسيمات فضايي متناسب با ساكنان موجود و آينده شهر تربت حيدريه ، علاوه بر پيشنهاد محورهاي خطي مركزي جهت استقرار خدمات شهري ، محدوده شهر از نظر تقسيمات فرعي تر به هفت ناحيه و بيست محله تقسيم گرديده است .

9-جهت گيري گذرگاههاي پيشنهادي ، جهت تأمين حداقل شيب لازم به منظور امكان استفاده از نظام ثقلي در طراحي شبكه هاي آب ، فاضلاب و جمع آوري و دفع آب باران در جهت شيبهاي عمومي منطقه مورد طراحي قرار گرفته است .

10-جهت حفظ اراضي كشاورزي ، اراضي مازاد بر نيازمنديهاي فضايي آينده شهر ، با تثبيت كاربري كشاورزي در طرح ابقاء گرديده است .

جدول سرانه هاي پيشنهادي نحوه كاربري اراضي در طرح جامع تربت حيدريه :

رديف

نوع كاربردي / واحد شهري

سرانه محلي

سرانه

ناحيه اي

سرانه شهري

سرانه منطقه اي

جمع

1

آموزشي

1

85/0

65/0

5/2

2

آموزش عالي

-

-

-

15/1

52/1

3

درماني و بهزيستي

25/0

25/0

36/1

50/0

91/1

4

تأسيسات شهري

-

-

57/0

-

57/0

5

تجاري

5/0

7/0

3/1

-

2

6

ورزشي

1

5/0

1

-

5/2

7

فضاي سبز

1

5/0

8

5/0

5/9

8

اداري

-

-

82/1

-

82/1

9

مذهبي

15/0

15/0

2/0

-

5/0

10

فرهنگي

1/0

15/0

27/0

52/0

11

جهانگردي

-

-

61/0

61/0

12

انتظامي

-

1/0

70/0

17/0

13

نظامي

-

-

-

74/0

14

تجهيزات شهري

59/0

59/0

15

بازارچه هاي صنعتي و كارگاه

-

5/0

65/5

15/6

16

پارك صنعتي

-

-

66/1

66/1

17

ميادين ميوه و تره بار

-

15/0

27/0

44/0

18

پايانه مسافربري – پاركينگ

-

-

71/0- 54/1

71/0-54/1

19

پايانه باربري

-

-

44/1

44/1

20

محل دائمي نمايشگاهها

-

-

75/0

75/0

21

پارك مصالح

-

-

75/0

75/0

22

انبارداري

-

-

3/3

3/3



ساماندهي و طراحي
به منظور دستيابي به بهترين گزينه جهت ساماندهي بافت مركزي بازار شهر
تربت حيدريه سعي نموديم تا با ارائه گزينه اي متفاوت و بررسي شرايط و نكات مثبت و منفي هر يك از آنها همچنين با بررسي پيشنهادات مشاور طرح و شهرداري تربت حيدريه از مناسبترين الگو كه هماهنگ با اهداف ارائه گرديده باشد دست يابيم.

طرح پروژه
همانگونه كه در مقدمه بيان شد هدف اين پروژه اصلاح كالبدي بازار و شناسايي مناطق مناسب جهت گسترش سطوح تجاري در اين محيط مي باشد كه در كنار موارد فوق الذكر رعايت همسازي معماري و شهرسازي عناصر ياد شده و حفظ هويت اجتماعي و فرهنگي بازار نيز مدنظر قرار دارد.

اين موارد بايستي بگونه اي ساماندهي و طراحي گردد تا ضمن پاسخگويي به نيازهاي خدماتي - رفاهي ساكنان حال و آينده بازار و با توجه به خودكفايي اقتصادي طرح بتواند به طرحي قابل اجراء بدل شد، و الگويي مناسب جهت توسعه و اصلاح آتي بافت مركزي شهر گردد.

بدين سان جهت رسيدن به اهداف مذكور ابتدا به ارائه ايده هاي مختلف ساماندهي در اين ناحيه پرداخته و بس از نقد و بررسي هر يك از آنها به ارائه الگوي پيشنهادي و تحليل آنها خواهيم پرد اخت.

در اين الگو مكانهاي مناسب جهت گسترش سطوح تجاري شناسايي شده، ضمن بررسي پتانسيل ها و قابليت هر يك از آنها به ارائه الگوهاي معماري جهت ساخت و ساز و توسعه بازار در اين نقاط مبادرت خواهيم ورزيد.

در اين ميان ضوابط اعمال شده در طراحي منتج از سياستهاي شهرداري بعنوان ناظر بر ساخت و سازها مد نظر قرار ميگيرد.

آنچه در طول مدت طراحي به عنوان يك عامل اصلي جهت رسيدن به اهداف فوق الذكر مد نظر قرار داشت همانا پيوند عناصر قديم و جديد و حفظ هويت موجود بازار مي باشد و جهت دستيابي به اين امر با تاملي در بناهاي تاريخي بجا مانده سعي در بهره گيري از آنها در ارائه الگوهاي توسعه نموديم كه بجز كاروانسراي عباسي و مقبره قطب الدين حيدر كه تنها بناهاي باقيمانده از دوران قبل از قاجار مي باشند در كنار يكي دو كاروانسراي متروكه و نيمه ويران نظير كاروانسراي نوغان و اميني و چند سر در بجا مانده از خانه هاي مسكوني و وروديهاي بازار متعلق به دوره قاجاريه دستاويز بيشتري نيافتيم.

اما با همين اندك آثار مشخص كرديد كه معماري سنتي اين شهر استمرار همان معماري سنتي ايران است كه در شرايط اقليمي مشابه شكل گرفته، بنابراين اصول حاكم بر آن، همان اصول و بناي معماري ايراني مي باشد. معماري ارزشمندي كه به قول استاد پيرنيا، اصول آنرا مردم واري، خود بسندگي، پرهيز از بيهودگي و … تشكيل ميدهد، ليكن آنچه قابل ذكر مي باشد آنست كه تا جه اندازه بايستي به اين معماري وفادار ماند و چگونه مي توان خود را با دگرگوني ارزِشها و مفاهيم هماهنگ نمود. به عبارتي چگونه مي توان حلقه اتصال كهنه و نو، ديروز و امروز و حال و آينده و در نهايت بين آنچه كه بنام معماري ايراني مي شناسيم و جريانهاي مدرنيسم و بست مدرنيستي كرديد.

آنچه اجتناب ناپذير مي نمايد اينست كه نمي توان از آنچه كه آنرا دگرگوني ارزشها و مفاهيم مي نامند غافل كرديد همانگونه كه در فصول گذشته نيز بدان اشاره شد امروزه و تجارت ، با مفاهيم جديد عرضه مي گردد - امروزه بازار از يك مكان به يك (جاي - كاه) (مكان و زمان) تبديل شده است و تاثير دنياي ارتباطات بر اين تعاريف هر روز بيشتر خودنمايي مي كند بدين سان بازار امروزه بايستي بتواند خودش را هر جه بيشتر و بهتر با اين تغييرات هماهنگ سازد - بازار امروز بايستي پاسخگوي مخاطبين امروز بيشتر بوده و بتواند در بستر آينده و تغيير و تحولات آتي نيز دوام بياورد.

در عين حال بايستي با قدرت تمام در مقابل از خود بيگانگي (اليناسيون) حاكم بر محيط اطرافش مقاومت ورزيده به عنوان يك الگوي مناسب جهت تغييرات آتي پيرامون خويش عمر نمايد.

ويترريوس در كتاب (دگرگوني آرمانها در معماري مدرن)، گرچه تعريفي كلي از معماري سنتي ارائه مي دهد اين تعريف مي تواند الگوي مناسب براي معماري امروز نيز قرار گيرد. تعريف وي از معماري عبارت است از سودمندي، استحكام و زيبايي كه بيانگر يك معماري خوب است.

عواملي كه در هيچ زماني نمي توان آنها را مردود دانست و با اصول معماري سنتي ما نيز منافاتي ندارد.

بس هنگاميكه كه در طي فرآيند طراحي صحبت از معماري گذشته و آينده به ميان مي آوريم، منظور، صريحا تقليد صرف از هر كدام از آنها در كالبد و حتي در بسياري از موارد در محتوي نيست بلكه نتيجه گيري از آنها و هماهنگ كردن آنها بگونه اي كه بتوانيم اين زنجير گسيخته معماري گذشته و حال را بهم پيوند داده - محيطي ملموس براي ساكنين قديم و فضايي دلچسب و مطلوب براي آيندگان فراهم آوريم.

شناخت اجمالي بستر طرح

بازار هسته مركزي فعاليت ناحيه تجاري- اداري مركز شهر است كه ساليان دراز در اطراف خود موجد اندامهايي شده است كه شريانهاي حياتي شهر را به يكديگر متصل و مربوط مي سازند. سراها يا تيم و تيمچه ها، گذرهاي سرپوشيده، حمام و مسجد به طرزي منطقي و از پيش تعقل يافته، اندام و ساخت اين هسته را در بر مي گرفته است.
بطوريكه شناخت فضا و گاه جدا كردن عملكرد گذر، بازار، يا مسجد در اين ناحيه مشكل بوده است.
ساختمان بازار در اين ناحيه از فرم و ويژگي خاص برخوردار است. شبكه شطرنجي ارگانيك آن در مواقع نتيجه موقعيت و اقليم شهريست. در مجموعه بازار، چند راسته مهم از اندامهاي ارتباطي- قديمي آن به شمار مي رود (نقشه 1-4) كه عبارتند از:

1ـ راسته بازار گمرك كه از خيابان فردوسي شروع مي شود و در جهت غربي- شرقي تا كاروانسراي باغ ادامه مي يابد.

2ـ راسته بازار سنگ فرش كه از خيابان فردوسي شروع ميشود و در جهت شرقي ـ غربي تا حمام رئيس ادامه مي يابد.

3ـ راسته بازار كاريز كه در جهت شمال شرقي- جنوب غربي كشيده شده است و وردي آن در مجاورت بازار سنگفرش قرار گرفته است.

4ـ راسته بازار هاديزاده و ميثم كه جديدتر از راسته هاي قبلي است و به موازات بازار هاي گمرك و سنگفرش و در جبهه شمالي آنها كشيده شده است و هم اكنون در ارتباط مستمر با اين بازار فعال است.

مجموعه بازار به هنگام پيدايش خيابان بندي جديد از هم گسسته و فضاي بازار كنوني قديمي نيست (1). فضا هاي تجاري حادث در بدنه خيابان فردوسي بافتي كاذب بصورت مغازه هاي كوچك به عمق 2تا 5 متر بوده است. همچنين در قسمتهايي از آن انبارها و فضاهاي رو بازي وجود دارد كه نتها از نظر رفت و آمد و يا بار گيري و باراندازي اشكال ايجاد نموده اند بلكه از نظر شكل ظاهري فضاهاي نا مطلوب و نامساعدي باشند.


تعيين موقعيت و جايگاه بافت تاريخي در كل شهر و نشان دادن تعاملات بين اين دو از نقطه نظر اجتماعي ،‌ فرهنگي ، ‌اقتصادي ،‌ كالبدي و ساختاري از طريق مطالعه طرحهاي فرادست


همانطور كه در نقشه كلي شهر مشهود است بافت تاريخي شهر تربت همچون نگيني با ارزش در مركز شهر و جايي كه هسته اوليه آن موجود بوده است جاي دارد . قرارگيري اينگونه بافت ها در مركز شهر ها و وجود كاربري هاي مورد نياز كليه ساكنين در درون اين بافت خواه نا خواه توجه كليه ساكنين شهر را به آن معطوف مي كند . حال اين توجه مي تواند دلايل متعددي همچون رفع نيازهاي اقتصادي ،‌ دسترسي ،‌فرهنگي و در مجموعه معماري و شهرسازي شهر نيازهاي كالبدي داشته باشد .

فرهنگ اولين و حياتي ترين عامل تعامل بين بافت تاريخي و ديگر نقاط شهري بافت محسوب شده و ارتباطات اجتماعي معمولي كليه نقاط شهر ميان ساكنين اين بافت و محلات اطراف و نقاط ديگر شهر به طور طبيعي برقرار است و در هنگام ورود و خروج از كمربند بافت تاريخي تفاوت فرهنگي آنچناني احساس نمي شود اما مي توان به دليل وجود افراد بومي فراوان در اين محدوده و اصالت واقعي ساكنين محلات آن به نوعي تعامل فرهنگي و اجتماعي نيز در برخورد بقيه اهالي شهر با بافت بر مي خوريم .

در مبحث كاربريها به تعدد مراكز اقتصادي و تجاري درون بافت مي پردازيم اما غرض از به ميان آوردن اين موضوع در اين مبحث ، معرفي بازار به عنوان قطب اصلي اقتصاد شهر و نهايتاً مراجعات روزانه فراواني كه كليه ساكنين شهر در جهت رفع نيازهاي اقتصادي خود به اين منطقه مي نمايند مي باشد اين تعامل اقتصادي را شايد بتوان مهمترين ارتباط ميان بافت و فضاي خارج از آن محسوب نمود .

در زمينه تعامل ساختاري و كالبدي شهر همين بس كه بدانيم ساختار و هسته اوليه شهر طبيعتاً در اين منطقه بوده و رفته رفته شهر به صورت شعاعي با مركزيت كاربريهاي قديمي منطقه رشد كرده و مسير ها و دسترسيهاي فعلي همگي به نوعي به درون بافت و مركز شهر راه مي يابند . در اين باره در مباحث بعدي به تفصيل سخن خواهيم گفت .


تعيين محدوده بافت تاريخي


اين مجموعه ارزشمند با كاربري هاي متنوع و اغلب اقتصادي و درآمد زا ، در مركز شهر تربت حيدريه واقع شده است .
محدوده مورد مطالعه را مي توان به دو بخش تقسيم نمود : قسمت اول كه بخش عظيمي از محدوده را شامل مي شود از شمال به خيابان آيت ا.. طالقاني ،‌از جنوب به خيابان هاي شهيد رجايي و شهيد بهشتي ، از شرق به خيابان ابوذر و از غرب به خيابان شهيد عسگري محدود مي شود .
اما قسمت دوم كه اهميت ويژه اي نيز دارد راسته توريستي و گردشگري شهر تربت نام گرفته است .
راسته اي كه از باغ ملي ، رباط طبسي و مزار قطب الدين حيدر آغاز شده ،‌پس از گذر از خيابان شهيد عسگري به گرمابه تاريخي حاجي رئيس مي رسد و با كمي انحراف و گذر از راسته پالان دوزهاي سنتي بازار وارد خيابان فدائيان اسلام مي شود و با عبور از خيابان شهيد بهشتي و همچنين رودخانه كاريز ديوانه تا رباط عليا ادامه مي يابد .
تنها قسمتي از محدوده اول كه در جنوب شرقي بافت قرار گرفته است ( از ساختمان جهاد تا خيابان استقلال ) بدليل دخالت هاي فراوان و همچنين بافت نوساز آن از محدوده خارج شده است .

شناخت و معرفي ساختار قديمي شهر تاريخي

سابقه احداث شهر تربت حيدريه به دوران قبل از اسلام و به دوران حكومت سلسله ساسانيان باز مي گردد ، نام اوليه شهر زاوه بوده كه به معناي جلگه آب خيز مي باشد . در قرون بعدي به علت شهرت قابل ملاحظه شيخ قطب الدين حيدر كه به همراه پيروان كثير خود مدت قابل ملاحظه اي از عمر خود را در اين شهر سپري نموده بود ، ( از اوايل قرن نهم هجري و حدود دو قرن بعد از رحلت وي ) نام شهر تربت حيدريه تغيير نام پيدا كرد .
شهر تربت حيدريه در طول تاريخ پر فراز و نشيب خود بارها توسط مهاجمين مختلف ( خصوصاً توسط ايل هاي مغول و تيموريان ) دچار صدمات جبران ناپذير گرديده است . ليكن بدليل وجود زمينه هاي مناسب فعاليت هاي كشاورزي و توانمندي خاص ساكنين آن و همچنين موقعيت ارتباطي مناسب مجدداً تجديد بنا گرديده است .
ساختار قديمي شهر را نيز مي توان در اطراف بقعه قطب الدين حيدر و همچنين مسجد جامع تربت كه بناي آن به سال 1054 قمري بر مي گردد جستجو نمود كه البته اين جداي از هسته اوليه شهر بوده كه همانطور كه گفتيم دستخوش تغييرات و صدمات فراواني گشت .
در قرن دهم هجري و بعد از حمله تيموريان و بازسازي مجدد شهر ،‌آرامش نسبي در منطقه برقرار شد و بالاخره در دوران صفويه عليرغم وجود ركود نسبي در اغلب شهرهاي استان خراسان ( بدليل حملات ازبكها ) شهر تربت حيدريه به دلايل ذكر شده قبلي به رشد خود ادامه داد و اهميت آن در حد شهرهاي مهمي چون نيشابور و سبزوار ارتقاء يافت .
اگر بخواهيم گريزي به شكل گيري اوليه شهر بزنيم مي بايست دلايل متعددي را براي ايجاد يك شهر در اين منطقه بياوريم . دلايل مختلفي را راجع به اين موضوع بيان كرده اند اما مستند ترين و معقولترين دليل شكل گيري هسته اوليه شهر تربت حيدريه در مكان فعلي ، استقرار در مسير راههاي مهم كاروان رو كه به شهرهاي مرزي از يك طرف و شهر مشهد و جاده معروف ابريشم از طرف ديگر منتهي مي گردند مي باشد .
وجود كاروانسراهاي متعدد ، بازار ها ، مساجد و تكايا ، موجبات جذب تعداد قابل توجهي از صنعتگران ،‌پيشه وران و بازرگانان به اين شهر گرديده ،‌به نحوي كه اقتصاد شهر تقريباً از اوايل دوران قاجار به عملكرد بازار و مبادلات منطقه اي به عنوان نقطه شروع سير تكامل شهر متكي گرديده است .
توسعه كالبدي شهر در ابتدا به صورت متمركز در اطراف بناهاي قديمي ذكر شده و به تدريج به صورت شعاعي در راستاي محورهاي اصلي ورودي شهر صورت گرفته است .
برداشت كلي كاربري اراضي و بررسي ميزان پراكنش ، نقش و عملكرد كاربريهاي محله اي ، شهري و فرا شهري در محدوده بافت تاريخي و لبه بيروني آن

كاربري هاي اقتصادي
بازار به عنوان يكي از هسته هاي اوليه شكلگيري شهر و همچنين از نياز هاي اوليه ايجاد يك شهر اسلامي ، اهميت فراواني در شكلگيري كالبدي و توسعه آن دارد .
دليل اينكه اولين كاربري مورد بحث را كاربري اقتصادي نام نهاديم ، وسعت فراوان اينگونه مراكز چه به صورت تجاري صرف و چه به صورت ساختمان هاي تجاري – درماني در درون بافت مي باشد .
كليه راسته هاي منشعب از خيابان فردوسي و همچنين بدنه مجاور اين خيابان را مراكز تجاري اعم از بازار ،‌مغازه ، پاساژ و ساختمان هاي پزشكي تشكيل مي دهند .
بازار فردوسي در اواسط خيابان فردوسي ، بازار كاريز – بازار سنگفرش – بازار هادي زاده ، ميدان ميوه و تره بار در مجاورت حوزه علميه ،‌مغازه ها و واحد هاي تجاري مجاور خيابان فردوسي ، شهيد رجايي و شهيد بهشتي ، تعمير گاهها ،‌كارگاهها ، راسته هاي اصناف مختلف بازار كه مهمترين آن راسته پالان دوز ها در مجاورت گرمابه رئيسي مي باشد از ديگر كاربري هاي تجاري بافت محسوب مي شوند .
نا گفته نماند تعداد قابل توجهي ساختمان تجاري با كاربري مطب و آزمايشگاه در كوچه هاي مجاور مسجد جامع به چشم مي خورد .


مذهبي
همچون اكثر شهرهاي اسلامي هسته اوليه شهر تربت نيز از امامزاده و بازار و مسجد جامع شكل گرفته بود .
مسجد جامع تربت حيدريه در ضلع شمالي بافت ،‌و در مجاور خيابان هاي فردوسي و طالقاني واقع شده است .
بنايي كه در دوره صفويه و در زمان شاه صفي ( 1052-1038 قمري ) در سال 1045 قمري ساخته شده است . مسجد جامع شامل قسمت هاي ديگر از قبيل شبستان هاي زمستان نشين و آب انبار نيز بوده است كه متأسفانه اكنون چيزي از آن باقي نمانده است.
از قسمت هاي باقيمانده كه وضعيت مطلوبي ندارند مي توان به ايوان تابستان نشين آن اشاره نمود . هم اكنون طرح ساماندهي مسجد و ديواره هاي آن در حال اجرا است .


مزار قطب الدين حيدر

اين مجموعه در ابتداي خيابان قائم و جنب باغ ملي و در موقعيت بسيار مناسب جهت بازديد مردم واقع شده است . اين بنا كه در اصل از بناهاي دوره تيموري است مدفن قطب الدين حيدر عارف مشهور قرن ششم هجري است كه بنا به سنگ نوشته سر در مزار در سال 1023 هجري در دوره شاه عباس اول توسط خواجه سلطان محمود تربتي در دوره صفويه مرمت و بازسازي شده است . گنبد آجري حجيم و بلند مزار داراي دو پوشش است كه در سال هاي اخير نيز خوشبختانه مرمت شده است . در فضاي جنوبي مقبره نيز اداره ميراث فرهنگي جاي گرفته است چله خانه نيز كه محل چله نشيني افراد بوده در قسمتي از مجموعه وجود داشته كه اكنون تبديل به آبدارخانه شده است .

اين بنا كه مدفن قطب الدين حيدر عارف مشهور قرن ششم هجري است بنا بر سنگ نوشته سردر مزار در سال 1023 هجري در دوره شاه عباس اول توسط خواجه سلطان محمود تربتي كه از سادات تربت حيدريه و همزمان حاكم تربت حيدريه و توليت حرم امام رضا بوده ساخته شده است.

« در ايام ازل افتتاح ابدا اختتام پادشاه جمجاه ملايك سپاه مروج مذهب جده سيدالمرسلين ومحي مآثر ابيه اميرالمومنين ابوالمظفر شاه عباس الصفوي الموسوي الحسيني خلدالله ملكه وسلطانه شرف ايوان كثير الانوار قطب الاقطاب في العالم سمّي اب الائمه المعصومين اميرالمومنين حيدر صلوات الله و سلامه عليه مشرف شد سعادت رفعت پناه توفيق آثاري خواجه سلطان محمود تربتي سنه 1023‍»
تاريخ ديگري نيز بر روي ضريح وجود دارد كه نشان مي دهد ضريح در سال 987 يعني 39 سال قبل از بناي اصلي ساخته شده است.
تا قبل از انقلاب اسلامي سال 1357 ه.ش، مزار مجموعه بيشتري را شامل ساختمانها و بيوتات مزار و گنبد مرتفع آن مي شد (تصوير 16). علاوه بر آن طبق گفته هاي كاركنان اداره اوقاف شهرستان، مزار قطب الدين حيدر داراي موقوفات فراواني مي باشد كه بعضي از آنها داراي وقف نامه و اكثر آنها فاقد وقف نامه بوده و فقط بر طبق سوابق عمل و دكاكين آن، فروشگاه كارمندان دولت، اداره اوقاف، فروشگاه فرهنگيان، ده آموزشگاه در مركز شهر و غيره).
علاوه بر آن مزار داراي امكانات ديگر از قبيل 170 قليان نقره، نقارخانه، مطبخ و دارالضيافه، مسافرخانه و اشياء عتيقه ديگري نيز بوده كه اثري از آنها باقي نمانده است و در بخش نخست همين تحقيق در شرح حال قطب الدين حيدر به آنها اشاره شده است.
فضايي كه اطراف ضريح را فراگرفته با يك چهار ضلعي ساده محصور مي شود در قسمتهايي از سقف گنبد نقاشيهاي دوره صفويه مشاهده مي شود. گنبد آجري حجيم و بلند مزار داراي دو پوشش است كه به علت غفلت سازمان ميراث فرهنگي از تعمير بموقع و اساسي آن تركهايي نيز دارد. آنچه در اين مزار بسيار قابل توجه است يكي از درهاي آن است كه بسيار هنرمندانه اسامي عرفان معروف بر آن نقش بسته است اما متأسفانه به علت غفلت قسمتهايي از در شكسته و از بين رفته است و نيازمند رسيدگي و تعمير توسط هنرمندان تواناي ايراني است.
مؤلف جغرافيايي تاريخي ولايت زاوه به نقل از يادداشتهاي عبدالسلام شهابي نوشته است:
« مزار قطب الدين حيدر موقوفات زيادي داشته است. اين موقوفات نه تنها در ايران كه در افغانستان و ماوراءالنهر پراكنده بوده است در تربت حيدريه شش دانگ مزرعه سريشا و جزيي از مزار بوري آباد با دو سهم از كوچه قاضيان در حومه شهر وقف مزار بوده است. مرحوم شيخ عبدالسلام همچنين از پيشينيان خود شنيده است كه مزار قطب مطبخ، مضيف و اثاثيه مفصل و حتي نقاره و نوبتي داشته
است. مقدار مهمي از ظروف و ادوات مسينه عتيقه مزار تا دوره نوجواني شيخ عبدالسلام يعني تا صد سال پيش از اين باقي بوده و در آن زمان از ميان رفته است. وي به نقل از معمرين روستاي كوچه قاضيان نوشته است كه ششدانگ«كوچه قاضيان» تماماً وقف بوده است بر چند نفر كه موسوم بوده اند به قاضي و اينان موظف بوده اند كه به نوبت، هر هفته يكي از آنان ليله جمعه را به نيابت از قطب الدين حيدر در تحت قبّة منوّرة رضوي مشرف باشند و هر كدام داراي مشخصات صوري و معنوي خاصي هم بوده اند.»
از آنجا كه بناهاي تاريخي يك ملت جزء ميراثهاي فرهنگي آنها مي باشد، لذا بدون در نظر گرفتن اينكه به چه كسي و چه دوره اي تعلق دارد بايد در حفظ و نگهداري آن كوشا بود. البته جاي بسي خوشوقتي است كه در سالهاي اخير سازمان ميراث فرهنگي عنايتي بيشتر به مجموعه قطب الدين حيدر نموده است بطوري كه از تبديل شدن محوطه به مصلاي نماز جمعه خودداري شده و سوله هايي كه بدين منظور نصب گرديده بود جمع آوري شده است.
لازم به ذكر است كه اعتبارات قابل توجهي جهت بازسازي مجموعه تاريخي فرهنگي قطب الدين حيدر كه شامل موزه باستان شناسي و بوم شناسي، كارگاه هنرهاي دستي، كتابخانه تخصصي، چايخانه سنتي و ديگر كاربريهاي فرهنگي است، اختصاص يافته است. علاوه بر آن اجراي تعميرات اساسي از قبيل سيستم شوفاژ در كف مجموعه، خاكبرداري كف تا عمق 80 سانتيمتري و سنگ چيني جهت جلوگيري از انتقال رطوبت زمين به ساختمان، بازسازي گنبدها، ديوارها و غيره باعث خوشحالي است. اميد مي رود سازمان ميراث فرهنگي با تخصيص اعتبارات بيشتر جهت بازسازي و مرمت بهتر اين مجموعه ارزشمند اقدامات لازم را صورت دهد .

ديگر كاربري هاي مذهبي شهر نيز شامل موارد زير مي باشند .
- حوزه علميه كه مجاور ميدان امام و خيابان فردوسي قرار دارد . اين مجموعه كه بنايي نوساز دارد به دليل مجاورت با مسجد جامع جلوه خاصي به اين منطقه از بافت و خط آسمان موجود آن بخشيده است .
- مسجد شيخ يوسف در كنار خيابان طالقاني ، جواد الائمه در كوچه ميثم ، مسجد طباطبايي در كوچه اي به همين نام ،‌مسجد بازار ،‌مسجد شيخ علي اكبر ما بين خيابان شهيد عسگري و خيابان فردوسي ،‌حسينيه ايثارگران و ... از ديگر نمونه هاي اين كاربري مي باشند كه به دليل وسعت زياد بافت و مراجعين فراوان آن از سرانه قابل توجهي نيز

كاربري هاي آموزشي
محدوده مورد نظر جزئي از مجموعه پويا و فعال شهر تربت حيدريه مي باشد از اين رو كليه كاربري هاي مورد نياز ساكنين تا حد مناسبي به چشم مي خورد . مدارس و امكانات آموزشي در رده هاي سني مختلف نيز يكي ديگر از اين كاربريها است .

مدرسه حكيم ،‌دبستان قديمي شهيد عسگري ، دبستان زهره ، كتابخانه ها و آزمايشگاه هاي درسي ، كانون پرورش فكري شهيد فاضل و ... همه و همه از نمونه هاي اين كاربري بشمار مي روند .

ديگر كاربريها


رباط حاج محمد ابراهيم طبسي
اين رباط كه از ابنيه هاي جنب مزار قطب الدين حيدر  مي باشد ، از چند ايوان و غرفه و اطاق ، طويله و انبار تشكيل شده و شكل و تركيب كاروانسرايي دارد كه در كنار مسجد و مزار قرار گرفته است. وجود اين مجموعه بيانگر محل تردد و نقطه ثقل اياب و ذهاب مردم به شهر بوده است.

اين رباط بزرگ در دهه هاي اخير تعدادي از متكديان و معتادين را در خود جاي داده بود كه چهره اي بسيار ناخوشايند و ناراحت كننده را به اين مجموعه تاريخي زيبا و باستاني داده بود و خوشبختانه اخيراً از طرف ميراث فرهنگي و با حمايت سازمانهاي سياسي نسبت به تخليه آنها و بازسازي رباط اقدام شده و همانطور كه در توضيح مزار قطب الدين حيدر ذكر شد سازمان ميراث فرهنگي كارگاه تعميرات و ساماندهي مجموعه تاريخي قطب الدين حيدر را فعال نموده و مبالغ قابل توجهي را صرف تبديل آن به مجموعه فرهنگي تاريخي شامل موزه باستانشناسي، كارگاه هنرهاي سنتي، كتابخانه تخصصي، چايخانه سنتي و ديگر كاربريهاي فرهنگي نموده است.



رباط حاج محمد رضا لاري

اين رباط در محل بازار شهر و محله معروف به ميدان رباط قراردارد كه توسط حاج محمدرضا لاري در سال 1380 ه.ق ساخته شده است. مقبره وي كه از تجار معتبر شهر بوده در نزديكي رباط و در يكي از بازارچه ها باقي است. پس از درگذشت او حاج امين التجار از اين رباط نگهداري و استفاده مي كرده است و توليت آن نيز با خانواده امين التجار است و اكنون اداره اوقاف، بيوتات رباط را بعنوان انبار كالاهاي تجاري به كسبه و اداره قند و شكر اجاره داده است.
رباط در نوع خود وسعتي داشته و بخصوص فضاي جلوي رباط كه اينك به بازارچه هاي شلوغي تبديل شده است جزيي از رباط و از متعلقات آن به حساب مي آمده است.
رباط حاج محمد رضا لاري به ابعاد 64*60 متر داراي 24 غرفه تابستاني است كه مشرف به حياط رباط مي باشد و هر كدام از اين غرفه ها به نوبه خود اطاقي كوچك در پشت سر خود دارد كه استفاده زمستاني داشته و دارد. در قسمت عقبه تمام غرفه ها نيز اصطبل هاي اختصاصي به هر غرفه وجود دارد.
شيوة معماري رباط كه شامل قسمت تابستاني،زمستاني با اصطبل هاي اختصاصي و وجود چهار انبار بزرگ در چهار گوشة رباط مي باشد دلالت بر تدبير و معماري اصولي باني و سازندگان آن دارد كه پس از گذشت 110 سال هنوز مستحكم و قابل استفادة تجار محل است و حوادث طبيعي و غير طبيعي نتوانسته است در طول اين مدّت خللي به آن وارد نمايد .

- حمام حاجي رئيس
اين حمام در انتهاي خيابان شهيد عسگري و در مجاورت بازار هاي كاريز ، سنگفرش و هادي زاده قرار دارد .
حمام حاجي رئيس كه در سال 1272 شمسي ( 108 سال پيش ) توسط مرحوم سيد محمد امين التجار معروف به حاجي رئيس احداث گرديد يكي از آثار باستاني تربت حيدريه محسوب مي شود . اين حمام از دو قسمت مردانه و زنانه تشكيل شده كه همانند ساير حمام هاي سنتي شامل فضاهاي ورودي ، رختكن ،‌ مياندر ، گرمخانه ،‌خزينه هاي آب گرم و سرد و گلخن ( آتشخانه ) مي باشد . سر در ورودي بسيار زيبا ،‌هشتي رختكن ، حوض آب در وسط آن ،‌ 8 ستون سنگي ، سقف گنبدي شكل و سرسرا از ديگر قسمت هاي حمام مي باشد . اين حمام متأسفانه هم اكنون به خوبي نگهداري نمي شود و ديواره هاي اطراف آن همگي در حال از بين رفتن است قرارگيري آن در كنار بازار هاي سنتي شهر و همچنين در مسير گردشگري و توريستي شهر به اهميت آن افزوده است . 
محدوده بازار و اطراف آن در بافت تاريخي ،‌مملو از كاروانسرا ها ، خانبارها ، انبار ها و فضاهاي خدماتي متنوع مي باشد كه شماري از آنها از جمله ميراث هاي مهم تاريخي شهر محسوب مي شوند .
و بالاخره مركز بهداشت ، اداره ميراث فرهنگي ، اداره پست ، ساختمان اداري شهرداري ، ساختمان جهاد سازندگي ، بانكها ، رستوران ها ، پاركينگ ها ، تعميرگاهها و ... تعدادي ديگر از كاربري هاي موجود بافت به حساب مي آيند . 

كاربريهاي مسكوني
در لايه پشتي بازار ،‌و در ادامه راسته ها و محور هاي منتهي به آن ، بافت مسكوني و قديمي شهر جاي گرفته است .
محلات مسكوني كه به صورت بسيار متراكم شكل گرفته اند به صورت شطرنجي و گاهاً پراكنده و با كيفيات متفاوت نوساز ، مرمتي و تخريبي استقرار يافته اند . به لحاظ نوع معماري و خط آسمان حالت يكدست  و يكنواختي را دارا هستند .
اما نبود فضاهاي باز ، ميادين عمومي ، پارك ، فضاي سبز در درون بافت و به خصوص در داخل محلات مسكوني از ضعف هاي آشكار اين محدوده به شمار مي رود . در كنار آن تنوع فراوان مصالح تا حدودي به منظر عمومي بافت صدمه وارد نموده است.
گونه شناسي معماري مسكوني را نيز مي توان تركيبي از معماري كويري ( درونگرا – با حياط مركزي ) و معماري مسكوني معاصر ( شمالي – جنوبي ) دانست .
از عمده عمارت هاي مسكوني با ارزش در درون بافت مي توان به منزل حاجي رئيس – خانه اميني و عمارت هادي زاده اشاره نمود .

شناخت روند دگرگوني سازمان فضايي و ساختار كالبدي قديمي شهر تاريخي در روند رشد و توسعه شهر

توسعه شهر تربت حيدريه همانند ساير شهرهاي كشور تا اوايل شروع جنگ جهاني اول ، بر بستري از مناسبات اقتصاد سنتي متكي بر روابط تجاري و مبادلاتي شهر استوار بوده است كه به دنبال تحويل شهر بعد از پايان جنگ و تغيير الگوي استخوان بندي شهر از ديدگاه توليد و مبادلات شهري و چيرگي حمل و نقل سواره بر پياده كه تا قلب مناطق مسكوني پيشروي نمود ، موجبات رشد فيزيكي شهر با بي اعتنايي نسبي به ساختار فرهنگي و تاريخي آن فراهم گرديده و طبعاً عملكرد عناصر مصنوع كالبد اوليه شهرنظير آب انبار ها و كاروانسراها تضعيف و بافت هاي قديمي شهر به علت فرسودگي و كاهش ارزش اقتصادي به تدريج به ورطه كم اعتنايي سپرده شدند . جهات توسعه شهر تربت حيدريه تا قبل از چيرگي دسترسي سواره عمدتاً به صورت هسته اي بر حول محور بازار شكل گرفته بود ،‌زيرا كه حيات شهر متكي بر بازار بوده كه علاوه بر عملكرد تجاري ، حيات سياسي و اجتماعي و مذهبي شهر را نيز در بر مي گرفته است .

تغيير و تحول الگوهاي توليد ،‌توزيع و سكونت به خصوص در دهه هاي اخير و تأثير پذيري از الگوي ساخت و ساز مدرن و حذف عناصر قديمي شهري در مقابل كاربري هاي متنوع مسكوني ،‌اداري و صنعتي و آموزشي بدون مكان يابي دقيق اينگونه كاربري ها در سال هاي متأخر تر ايجاد شهرك وليعصر در شمال شهر و مجاور محور مشهد – تربت حيدريه كه توسط حائلي از اراضي كشاورزي و روستاها و بافت هاي پراكنده شهري موجود از محدوده فعلي شهر جدا گرديده ، به توسعه كالبدي شهر در جبهه شمالي و تبديل اراضي كشاورزي منجر گرديد .

با جمع بندي مباحث فوق مي توان گفت كه توسعه تدريجي كالبد اوليه شهر چه به صورت شعاعي با مركزيت بناهاي مهمي چون بازار ، مسجد جامع و ... و چه به صورت شطرنجي و يا حمايت خيابان ها و معابر جديد الاحداث از مركز شهر آغاز شد و به تدريج با الگو پذيري از گونه معماري اوليه و سنتي شهر توسعه يافت .

بررسي جايگاه بافت تاريخي در سازمان فضايي و ساختار كالبدي شهر امروز

محدوده مورد مطالعه شهر تربت حيدريه همان طور كه ذكر شد در مركز شهر و در ميان اصلي ترين فعاليت هاي روزمره و شهري آن قرار گرفته است . از اين رو هر چند كه بافت حاوي كاربري هاي متنوع ديگري غير  از بازار و راسته هاي آن مي باشد اما به دليل اهميت فراوان اين كاربري كليه دسترسي هاي اصلي به بازار ختم مي شود ،‌و در مرحله بعد در صفحه پشتي لبه بافت كاربري هاي ديگر اعم از كاروانسراها ، حمام ها ، منازل مسكوني و ... از راسته ها و مسير هاي بازار راه ورود و عبور مي گيرند .

ساختار كالبدي شهر نيز به دليل نوع توسعه اي كه نسبت به بافت قديمي و هسته اوليه يافته است به ناچار از مسير ها و شبكه هاي ارتباطي اوليه شهر براي ارتباط ميان قسمت هاي جديد استفاده كرده است . بدين صورت كه همان مسير هايي كه راسته هاي اصلي بافت را شامل مي شوند امتداد يافته و به نوعي به بدنه هاي خارج از بافت نيز راه مي يابند و نوعي شبكه ارتباطي با درجه بندي متناسب با كاربري هاي اطراف آن به حساب مي آيند .
از شبكه راهها كه بگذريم همان طور كه در مبحث كاربريها نيز بدان اشاره شد بافت تاريخي تربت داراي كاربري هاي مهم شهري بوده كه بعضي از مهم ترين آنها همچون بازار و مسجد جامع حوزه نفوذي فراتر از بافت و خيابان هاي اطراف آن دارند از اين رو به عنوان مثال ارتباط ميان مسجد جامع با آخرين لايه خارجي شهر همان اهميتي را دارد كه محلات اطراف بازار با مسجد جامع داشته است . اين ارتباط كالبدي ميان كاربري هاي جديد و قديمي بافت خصوصاً آنهايي كه اهميت شهري و فرا منطقه اي دارند در نوع توسعه فعلي شهر تأثير فراوان داشته اند .

شناخت و تحليل دگرگوني ها و تحولات ناشي از تغيير ساختار كالبدي شهر

رشد شهر از بخش مركزي آن يعني از محلات رباط بالا ،‌باغ سلطاني و كوچه قلعه كهنه شروع شده و در سه جهت شمال ، جنوب و غرب گسترش يافته و در زمان هاي متأخر تر ، محلات سر طروسي ،‌قلعه كهنه ، باغ سلطاني ،‌بازار ،‌شير چهار سور ،‌گذر صدر ، كوچه قاضيان و محله رباط بالا كه عمدتاً روستاهاي كوچكي در مجاور شهر بوده اند همراه با توسعه ادواري شهر به خصوص از سال 1300 به محدوده شهر ملحق گرديده اند .

اولويت هاي شكل دهنده ساختار شهر تربت در درجه نخست موقعيت مؤثر نظامي ، مواصلاتي ، مبادلاتي و نقش خدماتي شهر طي قرون گذشته و اقتصاد كشاورزي بالنسبه قوي آن و در رابطه با دشت حاصلخيز زاوه مي باشد كه بعد از احداث خيابان هاي عمود بر هم طالقاني و فردوسي كه منجر به از بين رفتن بازار گمرك گرديد ،‌نقش مركز اصلي تضعيف و پراكندگي نسبي اندام هاي اصلي شهر آغاز گرديد .

در حال حاضر طرح ساختاري شهر به دليل مشكلات ناشي از تمركز بيش از حد فعاليت ها در نواحي مركزي و بافت قديمي و تلفيق بافت هاي روستايي واقع در نواحي حاشيه اي شهر با گذرگاههاي فرعي ،‌ استقرار اكثريت خدمات و فعاليت هاي تجاري در جوار خيابان هاي مركزي ، افزايش جمعيت ، شكل متنوع دانه ها و اندام هاي شهري ، پذيرش عملكرد جديد ، نيازمند بازنگري كلي در سازمان فضايي شهر ، در جهت تجديد حيات كالبدي ، استقرار نظام توزيع سلسله مراتبي خدمات شهري و پيوند مراكز آنها با يكديگر در جهت تقويت هويت و انسجام بصري با اتكا به خصوصيات طبيعي ، فرهنگي و تاريخي آن مي باشد كه خوشبختانه مشاورين طرح جامع شهر ، به طور مشروح به آن پرداخته اند .

محيط طبيعي و آثار آن بر كالبد بافت تاريخي


محدوده فعلي بافت به دليل تراكم ساختماني بالاي آن به لحاظ ديد و منظر در وضعيت مناسبي به سر نمي برد . به طوري كه در اكثر نقاط داخل بافت ،‌چشم انداز مناسبي از محيط طبيعي اطراف اعم از كوهستان ها و فضاهاي سبز و ... به چشم نمي خورد .
از اين رو محيط طبيعي بافت را بايد شامل كليه عناصر طبيعي داخلي بافت همچون باغات ، رودخانه و حاشيه هاي سبز دانست .
قسمت اعظم فضاي سبز داخلي شهر در اطراف باغ ملي كه ابتداي راسته توريستي بافت محسوب مي شود وجود دارد .
لبه پائيني بافت را نيز رودخانه كاريز ديوانه مجزا نموده است . حاشيه اين رودخانه ،‌باغات اطراف و ارتفاعات پيشكوه كه در امتداد آن به چشم مي خورد از ديگر عناصر طبيعي و چشم انداز هاي موجود بافت به شمار مي روند .
گذشته از اين ، باغ خانه ها با درختان بلند و تنومند و مصالح بومي بناها كه يادآور نوع اقليم منطقه مي باشد در تنوع اين مناظر بي تأثير نمي باشد .
بررسي نقش و عملكرد اقتصادي ،‌اجتماعي و فرهنگي بافت تاريخي در مقايسه و در ارتباط با شهر

اصلي ترين مشخصه بافت تاريخي مورد مطالعه ، كاربري هاي اقتصادي آن است . اين كاربري ها يا همچون بازار حوزه نفوذ فرامنطقه اي و شهري دارند و يا مثل فروشگاهها و مغازه هاي مجاور خيابان در خدمت اهالي بافت مي باشند . از اين رو بازار و محيط تجاري اطراف آن همواره مورد توجه ساكنين شهر و حومه مي باشد . در كنار اين عملكرد مهم ، بافت تاريخي از جنبه هاي ديگر نيز اهميت مي يابد .

ارتباطات قوي و روزمره اي كه ميان اهالي بافت و ساكنين محلات اطراف به بهانه هاي مختلف اعم از مراودات اجتماعي ، مناسبات مذهبي و فرهنگي و ... صورت مي گيرد در درجه اول باعث زنده ماندن و ادامه حيات منطقه شده است و در مراحل بعد باعث توسعه و صدور فرهنگ بومي منطقه ازمناطق قديمي به بافت هاي جديد مي شود .
در تكميل ارتباطات اقتصادي بافت با شهر مي توان به مراجعات روزمره صاحبان املاك بازار اشاره نمود كه هم اكنون ساكن نقاط خارج از بافت مي باشند .
مطالعه شبكه ارتباطي بافت تاريخي ( پياده و سواره ) از نظر عملكرد ، سلسله مراتب و مشخصات هندسي و در مقايسه با كل شهر
محدوده بافت تاريخي از جنوب و شمال به دو خيابان اصلي شهر كه در شمال با نام خيابان طالقاني و در جنوب با نام هاي شهيد رجايي و شهيد بهشتي شناخته مي شوند محدود مي شود . البته قسمتي از راسته اصلي و توريستي شهر در قالب خيابان فدائيان اسلام از خيابان شهيد بهشتي هم عبور مي كند و پس از عبور از رودخانه كاريز ديوانه به رباط تاريخي ختم مي شود و در شمال نيز همين راسته تا باغ ملي و بقعه قطب الدين حيدر امتداد مي يابد .
شبكه ارتباطي مهم ديگري كه مي توان آن را اصلي ترين معبر سواره كل بافت به حساب آورد خيابان فردوسي بوده كه با عبور از درون محدوده ، آن را به دو قسمت تقسيم نموده است و به دليل دسترسي هاي اصلي بازار و راسته هاي آن ، مسجد جامع و حتي معابر پياده منتهي به بافت مسكوني اهميت فراواني يافته است .
خيابان هاي ديگر همچون ،‌خيابان استقلال و ابومسلم در ضلع شرقي بافت و خيابان شهيد عسگري در امتداد محور توريستي از اهميت پائين تري نسبت به بقيه برخوردارند .
كليه معابر ذكر شده و همچنين شبكه هاي سواره خارجي بافت به لحاظ شكل و مشخصات هندسي از همان توسعه شعاعي شهر الهام گرفته اند .
در كنار اين معابر ، شبكه هاي ارتباطي پياده بافت نيز سلسله مراتب دسترسي ها را كامل مي كنند .
اين معابر كه اكثراً منتهي به بازار و راسته هاي اصلي آن مي شوند خصوصاً در قسمت هاي شمالي بافت ، به دليل شكل منظم و شطرنجي خانه هاي مسكوني از نظم  و شكل مناسب تري برخوردارند و هر چه به سمت مركز مي آيند رو به حالت شعاعي          مي آورند.
اما ساختار عمومي گذرگاههاي شهري تربت با تأثير پذيري از ويژگي هاي جغرافيايي ،‌اقتصادي ،‌كالبدي و موانع مختلف طبيعي و انسان ساخت از قبيل ارتفاعات غار پاردان و رودخانه هاي شصت دره و كاريز ديوانه در جبهه غربي ، وجود پستي و بلندي و تپه هاي موجود در بافت شهري ، وجود باغات و اراضي مشجر در جبهه هاي شمالي و جنوبي شهر ، تخصيص فضاهاي بزرگ به كاربري هاي عمده شهري مانند كارخانه قند و انبارهاي نفت در جبهه شمال و شمال شرق ، پادگان سپه دژ و سيلو در جبهه شمال غربي ، باغ ملي ، استاديوم ورزشي تختي ،‌ مقبره شيخ قطب الدين حيدر و مزار بي بي حسني در بافت مركزي ،‌گورستان بهشت عسگري در جبهه جنوب غربي و كنار گذر حضرت امام رضا ( ع ) و موقعيت روستاهاي پراكنده در جبهه غربي و شمالي شهر شكل پذيرفته اند .
با توجه به ملاحظات فوق ساختار كلي شبكه ارتباطي موجود از نوع شطرنجي و شعاعي غير كامل بوده و از نظر بافت شهري تأثير و غلبه هر يك از عوامل فوق در نواحي مختلف شهر متفاوت مي باشد .

مطالعه تأسيسات و تجهيزات و زير ساختهاي بافت تاريخي و درمقايسه با كل شهر

بافت تاريخي تربت به دليل قرارگيري در ميان  بافت ها و محلات جديد الاحداث اطراف و همچنين وجود عناصري با رويكرد فرا منطقه اي كه همواره مورد توجه و استفاده ساكنين شهر مي باشد از كيفيت بالايي نسبت به ديگر بافت هاي مشابه برخوردار است .
چرا كه كليه امكانات زير بنايي موجود در نقاط ديگر شهر ، در درون بافت نيز به چشم مي خورد و اگر در مواردي نيز كمبودهايي وجود دارد به دليل اهميت كاربري هاي اطراف و موقعيت استراتژيك آنها بوده است كه مانع تغيير و تحول فراوان و يا ايجاد تأسيسات زير بنايي مي شوند .
شبكه هاي تأسيساتي آب و برق ، گاز و تلفن ، در وضعيت مناسبي به سر مي برد . البته آسيب هايي نيز در زمينه مبلمان شهري ،‌روشنايي معابر پياده داخل بافت ، جمع كننده هاي آب هاي سطحي ،‌ سيستم دفع فاضلاب و ... به چشم مي خورد كه در بخش آسيب شناسي كالبدي به آنها اشاره خواهد شد .

كيفيت محيط شامل سيما و منظر شهري بافت تاريخي ، كيفيت فضاهاي عمومي ، وضعيت ايمني و سلامت محيط اجتماعي
چشم انداز هاي دروني بافت را مي توان به دو دسته طبيعي و غير طبيعي تقسيم نمود . در مبحث محيط و سيماي طبيعي بافت به تفصيل راجع به مناظر و عناصر طبيعي بافت سخن گفتيم اما در اكثر بافت هاي قديمي ،‌ خصوصاً‌ در محدوده مورد مطالعه ما در تربت حيدريه ، اين عناصر مصنوع هستند كه منظر و سيماي دروني بافت را شكل مي دهند . خط آسمان ،‌ جداره ها ، راسته ها ،‌ميادين ، نشانه ها و ... همه و همه در اين مقوله جاي مي گيرند .

منظر شهري بافت تاريخي خصوصاً لبه ها و مرزهاي اين بافت با ديگر نقاط شهر به دليل توسعه شعاعي شهر و خيابان كشي هاي اطراف عموماً به صورت بدنه هايي تجاري يا مسكوني نوساز وجود دارند و تفاوت خاصي با ديگر مناظر شهر به چشم نمي خورد .
اما بدنه هاي داخلي بافت مثل جداره هاي خيابان فردوسي به دليل وجود عناصر مختلف معماري اعم از مسجد جامع ، حوزه علميه ،‌ بازار ، تيمچه ، كاروانسرا و بالاخره واحد هاي تجاري و مسكوني نوساز و قديمي از تنوع قابل قبولي برخوردار است .
نشانه ها و عناصري چون مناره هاي مسجد جامع و حوزه علميه نيز جلوه خاصي به سيماي بافت تاريخي بخشيده اند .
در مبحث كيفيت فضاهاي عمومي ، وضعيت ايمني و سلامت محيط اجتماعي نيز مي بايست به تقسيم بندي و لكه بندي بافت از نظر كيفيت ابنيه رجوع نمود . به تبع اين تقسيم بندي ، فضاهاي عمومي موجود در محلات نوساز ، از كيفيت و سلامت بالاتري برخوردارند . بر عكس در مناطقي كه به دليل عدم نگهداري و حفاظت لازم از ابنيه و همچنين مشكلات سازه اي و ساختاري آنها فرسودگي نمايان شده است ،‌ سلامت محيط اجتماعي نيز به مخاطره افتاده است محوطه هاي مخروبه ، تخريب كامل دسترسي ها نيز در ادامه همين موارد ، پيش مي آيد .

فضاهاي عمومي
عمده كاربري هاي موجود در محدوده مورد مطالعه به دليل عملكرد عمومي و شهري كه دارا هستند همواره مخاطب كليه ساكنين بافت و مناطق اطراف آن مي باشند . كاربري هايي چون مسجد جامع ، حوزه علميه و در رأس آنها بازار به عنوان قطب اصلي اقتصاد شهر اين ويژگي ها را دارا هستند . كيفيت اين گونه فضاهاي عمومي نيز به نسبت هر چه كه به سمت داخلي بافت مي رويم كاهش مي يابد . بدين معني كه كاربري هاي عمومي حاشيه خيابان به علت تغيير و تحولات دائمي بدنه هاي شهري و همچنين تنوع طلبي مالكين آنها ( منظور واحد هاي تجاري بازار مي باشد ) از كيفيت بالاتري برخوردارند . انبار هاي عمومي ، پاركينگ ها ، كاروانسرا ها و راسته هاي قديمي بازار نيز در نقطه مقابل كاربري هاي فوق قرار مي گيرند و به علت عدم رسيدگي مناسب به تدريج در حال نابودي هستند .

بررسي كلي بافت از نظر كيفيت بناها ، جنس مصالح و ميزان فرسودگي بافت و تعيين محوطه هاي مخروبه و فرسوده

همان طور كه در نقشه كيفيت ابنيه و مصالح مشخص شده است لبه بيروني بافت و حاشيه خيابان فردوسي در داخل بافت به دليل وجود واحد هاي تجاري نوساز يا قديمي بازسازي شده در وضعيت مطلوبي به سر مي برد . در قسمت هاي دروني بافت بلوك هاي مسكوني حاشيه خيابان شهيد رجايي نيز در همين وضع به سر مي برد .
راسته هاي ورودي بازار از سمت خيابان فردوسي ،‌حوزه علميه ، پاساژ ها ، واحد هاي درماني موجود در ضلع جنوبي مسجد جامع و بدنه مجاور خيابان قائم تا باغ ملي كه در محدوده گذر توريستي واقع شده اند همگي از عمده بناهاي نوساز با مصالحي چون سنگ و آجر به شمار مي روند .
اما اكثر بلوكهاي مسكوني داخل بافت ، راسته هاي فرعي بازار ، كاروانسراها ، مسجد جامع و ديگر كاربري هاي مجموعه جزء بناهاي نسبتاً‌ قديمي و نيازمند مرمت محسوب شده كه در راهنماي نقشه موجود ، مرمتي منظور شده اند .
در اين بين يكسري بلوك هاي مسكوني مركزي بافت و تك بناهايي با كاربري هاي متفاوت همانطور كه در نقشه مشخص شده است به دلايل مختلف تخريب شده يا در حال تخريب هستند .
اينگونه بناها كه عموماً كاهگلي و تير چوبي مي باشند در ايمني و سلامت محيط زيست تأثيرات منفي گذاشته اند .
شناخت عناصر ، فضاها ، راسته ها ، ميادين ، گذرها ، محور ها ، مجموعه ها ، لبه ها و محوطه هاي با ارزش تاريخي ، فرهنگي ، كالبدي و مذهبي

عناصر ، فضاها و مجموعه ها :
بازار شهر تربت با كاركرد فرا منطقه اي به عنوان اصلي ترين عنصر موجود در بافت ، سطح وسيعي از آن را اشغال نموده است .
راسته هاي اصلي و فرعي گوناگون با تقسيم بندي اصناف مختلف در كنار يكسري مشاغل سنتي همچون پالان دوزي يا فروش زعفران جلوه خاصي به اين محدوده بخشيده است .
ارتباط تنگاتنگ بازار با ديگر كاربري ها چه در داخل راسته هاي آن و چه در لبه خارجي آن به اهميت آن افزوده است .
مسجد جامع تربت نيز ، هم به دليل قدمت و هم به دليل معماري زيباي آن و همچنين موقعيت مكاني كه داراست از ديگر عناصر با ارزش شاكله بافت محسوب مي شود . كاروانسراها ،‌تيمچه ، گرمابه حاجي رئيس و بناهاي مسكوني با ارزش كه بر روي نقشه مشخص شده اند نيز جزء اين عناصر كالبدي محسوب مي شوند .

راسته ها ، گذرها ،‌محور ها :‌
اصلي ترين محور و گذر با ارزش موجود در بافت همان گذر توريستي مي باشد كه قبلاً در تعيين محدوده معرفي شد .
گذري كه از باغ ملي و مزار قطب الدين حيدر آغاز مي شود و پس از عبور از رودخانه كاريز ديوانه به رباط قديمي ختم مي شود .
بدنه اين محور و همچنين عناصر تشكيل دهنده آن ، اعم از راسته پالان دوزها يا گرمابه حاجي رئيس همگي به ارزش اين محور افزوده اند .
از مهمترين لبه هاي با ارزش بافت نيز مي توان به حاشيه خيابان فردوسي ، با كاربري هايي چون مسجد جامع و بازار ،‌همچنين بدنه خيابان شهيد عسگري كه جزء گذر توريستي محسوب مي شود اشاره كرد .

بررسي چگونگي پراكنش مكان هاي با ارزش و جايگاه آنها در ساختار كالبدي و سازمان فضايي شهر ديروز و امروز
جايگاه مكان هاي با ارزش بافت همان طور كه در نقشه مشخص است پراكنده و بر اساس نيازهاي قديم بوده است به طوري كه هم اكنون و با توسعه شهري جديد دسترسي مناسبي براي بعضي از اين مكان ها به چشم نمي خورد . در هر حال اين عناصر كه همچون كاروانسراها ،‌ خانبارها ،‌مساجد و عمارت هاي مسكوني عمدتاً در اطراف بازار به چشم مي خورد سهم بسزايي در بالا بردن ارزش هاي معماري و تاريخي ايفا مي نمايند.
بعضي از اين مكان ها همچون بازار و مسجد جامع هم اكنون نيز مخاطبين فراواني در شهر داشته و جايگاه مهمي در سازمان فضايي شهر امروز دارا هستند و بعضي ديگر همچون حمام حاجي رئيس ،‌كاروانسراهاي داخلي بافت و يا بناهاي مسكوني با ارزش ، در گذشته چنين جايگاهي را در شهر ديروز داشته اند .
با يك جمع بندي كلي مي توان چنين نتيجه گرفت كه اگر گسترش و توسعه شهر را شعاعي فرض كنيم تعداد مكان هاي با ارزش بافت نيز هر چه از مركز بافت كه همان بازار مي باشد دور مي شويم به تدريج كمتر شده است و قسمت هاي خارجي بافت را عمدتاً بناها و عمارت هاي نوساز با كاربري هاي مورد نياز امروز تشكيل داده اند .

بررسي و تحليل كلي طرحهاي تهيه شده پيشين براي بافت تاريخي
محدوده تاريخي مورد مطالعه در زمان هاي مختلف دستخوش تغييرات و اعمال نظر هاي گوناگون گشته است . از بحث افزايش تراكم ، تغيير كاربريها ،‌عقب نشينيها و ... كه بيشتر مربوط به طرحهاي جامع و تفصيلي است بگذريم پروژه هايي با كاربريهاي متنوع در سطح بافت ايجاد شده اند كه آنها را مي توان در زمره طرح هاي تهيه شده در بافت محسوب نمود .
كاربريهاي مذهبي همچون مساجد ، حسينيه ها ، حوزه علميه ،‌كاربريهاي آموزشي و فرهنگي همچون مدارس ،‌كانون رشد ،‌كتابخانه ،‌مجموعه هاي اداري همچون اداره آموزش و پرورش و نوسازي مدارس ، همچنين خدمات شهرداري و ... در كنار يكسري كاربريهاي خدماتي از تأثير گذارترين اماكن موجود به حساب مي آيند .
در بحث تحليل نيز مي توان به جانمايي نامناسب كاربريها ،‌افزايش تراكم در بعضي نقاط حساس بافت ، ايجاد آشفتگي در خط آسمان و نما و منظر شهري ،‌به هم زدن رنگ و سيماي عمومي بافت ( هم به لحاظ ارتفاعي و هم از نظر نوع مصالح مصرفي ) ، عدم توجه به گونه شناسي معماري بومي و نهايتاً افزايش يا كاهش نامناسب سرانه كاربريها اشاره نمود .
در كنار موارد فوق مي توان توسعه مناسب بازار ،‌تقويت راسته هاي قديمي و حفظ اصناف تاريخي ( همچون پالان دوزي ) را از مزاياي اقدامات صورت گرفته دانست .

بررسي چگونگي نگرش به بافت تاريخي در طرحهاي فرادست مصوب
وقتي بحث بافت آنهم از نوع قديمي و تاريخي به ميان مي آيد توجه به عناصر شاكله آن ، حافظه هاي تاريخي شهر و ‌شناسنامه با ارزش آن ،‌اهميت و جايگاه ويژه اي مي يابد .
از اين رو بهتر است كه بررسي اين نگرش را با توجه به موارد بالا پيگيري نمائيم .
آيتم مهمي كه در طرح فرادست مد نظر قرار گرفته است توسعه شبكه راهها و دسترسي ها بوده است . اين مورد به صورت مستقل امر بسيار پسنديده اي است اما منطقه مورد نظر جهت افزايش عرض معابر ، عقب نشيني ها و بقيه موارد مربوط به اين توسعه تا حدودي مبهم است .
اينكه تعريض يك معبر در مسير قرارگيري يك كاروانسرا ،‌تيمچه يا حمام قديمي صورت گيرد اولويت با كدام است ؟
ايجاد كاربريهاي گوناگون هر چند كه مورد نياز بافت باشد اگر بدون ضوابط و مقررات مربوط به بافت قديمي اجرا شود تكليف چيست ؟
در طرح جامع تربت طرح خاصي با محوريت آثار تاريخي ديده نشده است . وضع آتي كاروانسراها ،‌حمامها ،‌آب انبار ، تيمچه ها و حتي بدنه هاي حاشيه رودخانه قديمي تربت تا حدود زيادي نامشخص است . متأسفانه ميراث فرهنگي نيز جز تأكيد بر حفظ اين آثار برنامه مشخصي جهت احياء و تغيير كاربري آنها ، ايجاد رونق در اطراف بناها و يا حتي آزاد سازي كاربريهاي مزاحم از مجاور اين اماكن تاريخي ارائه نداده يا اجرا ننموده است.
تنها عنصر مهمي كه در طرح جامع به آن توجه خاصي شده است بازار بوده كه به دليل اهميت بالاي آن از خدمات مناسبي نيز بهره برده است . اماكن مسكوني قديمي و راسته هاي تاريخي نيز از ديگر عناصر مهجور بافت محسوب مي شوند .


بررسي پروژه هاي شهري مهم در حال اجرا در بافت تاريخي
در بحث تحليل طرحهاي تهيه شده پيشين در بافت تاريخي به ايجاد كاربريهاي جديد با محوريت بعضي آثار تاريخي اشاره گرديد ، كه تعدادي از همين نوع طرحها هم اكنون نيز در جاي جاي بافت در حال اجراست .
ساماندهي بدنه هاي مجاور مسجد جامع شهر و دوباره سازي ديواره هاي آن ، توسعه بازار و واحد هاي تجاري آن ،‌ساخت واحد هاي تجاري خدماتي سه و چهار طبقه در مجاورت آب انبار و حوزه علميه و به طور كلي موارد تصويب شده در طرح جامع از اهم طرحهاي در حال اجرا محسوب مي شوند .

جمع بندي و آسيب شناسي كالبدي بافت تاريخي
در مباحث طرح شده در پايان هر مورد تا حدودي به آسيبها و محاسن موجود اشاره شده است كه خلاصة اين موارد در چند بند زير آمده است :
-   بي توجهي به فرم غالب معماري بومي و منطقه اي بافت در ساخت و سازهاي جديد.
-   عدم تناسب مصالح مصرفي كاربريهاي داخل بافت با ساختمانهاي قديمي  متروكه باعث تضاد و ناهماهنگي در بدنه هاي معابر شده است.
بي توجهي به خط آسمان و چشم انداز هاي طبيعي موجود در سايت.
-   نامشخص بودن محورها و مسيرهاي منتهي به كاربريهاي مهم و با ارزش ، خصوصاً عمارت هاي مسكوني با ارزش
-  عدم تفكيك معابر سواره و پياده در درون بافت خصوصاً در محلات غربي بويژه خيابان شهيد عسگري كه راسته توريستي نيز محسوب مي شود .
-   فقدان مبلمان و علائم شهري.
كفسازيها و بدنه هاي نا مناسب خصوصاً در محوطه هاي مقابل كاربريهاي خاص.
پراكندگي نا مناسب كاربريهاي مورد نياز ساكنين در قسمتهاي غربي و جنوبي بافت
به آسيبهاي بالا مي توان موارد جزئي همچون ايراداتي كه در ساخت و ساز بناهاي كوچك و خانه هاي مسكوني به چشم مي خورد را نيز اضافه نمود.
طرح ساختاري يك شهر مشتمل بر شبكه ارتباطي ، اندام هاي اصلي كالبدي ، عناصر طبيعي مسلط بر سيماي شهري مي باشد كه در آن مراكز خدماتي و فرهنگي به مثابه قلب شهر ( نظير بازار و مسجد جامع ) جايگاه تبلور فرهنگ تاريخي و هويت شهر مي باشد ، هر چند كه مجموع اين عناصر با توجه به نياز هاي جامعه در مقاطع مختلف تاريخي مي توانند تغيير يابند ، ليكن در اينجا شرط لازم آن است كه متكي به كل باقيمانده و مفهوم و اصالت معناي خود را حفظ نمايند .
توسعه شهر تربت حيدريه در مراحل اوليه تكوين كالبدي خود در حول مراكز اصلي خدماتي شهر نظير بازار شهر ، مسجد جامع ،‌ كاروانسراها و بقعه شيخ قطب الدين حيدر به صورت تك هسته اي با بافت شعاعي صورت پذيرفته است .


آخرين بروز رساني (دوشنبه ، 24 مرداد 1390 ، 11:35)

 

نظرات 

 
-4 #2 محمد 13 آبان 1392 ساعت 15:43
چی همه چرت و پرت اینارو تورو خدا نذارین به تربتتون می خندن کس قولا
نقل قول
 
 
+3 #1 حسین 19 دی 1391 ساعت 10:06
مرسی به خدا عالی بود هرچه نیازداشتم وجود داشت
نقل قول
 

افزودن نظر

کد امنیتی
تصویر جدید

?> Deprecated: Non-static method JFactory::getDBO() should not be called statically, assuming $this from incompatible context in /volume1/web/thcity/libraries/joomla/session/storage/database.php on line 84 Deprecated: Non-static method JTable::getInstance() should not be called statically, assuming $this from incompatible context in /volume1/web/thcity/libraries/joomla/session/storage/database.php on line 89 Deprecated: Non-static method JFactory::getDBO() should not be called statically, assuming $this from incompatible context in /volume1/web/thcity/libraries/joomla/database/table.php on line 112